گفت وگوى ستاره خط ميانى استمفوردبريج و پولدارترين فوتباليست جزيره

بهترين و آماده ترين بازيكن حال حاضر بريتانيا خيلى دوست دارد به همه بفهماند كه او هيچ مشكل و درگيرى با هواداران فوتبال كشورش كه زمانى او را فردى بى خاصيت مى خواندند و به هنگام خروج از ويمبلى شعار «لمپارد بى مصرف» را سرمى دادند ندارد. اگرچه ۴ برد پياپى انگليس در مرحله مقدماتى جام جهانى ممكن است خاطرات تلخ فرانك لمپارد از زمانى كه به خاطر ناتوانى اش در گلزنى براى چلسى به فرانك خپل ملقب شده بود را از ذهن وى محو كند اما زخم طعنه شنيدن از هموطنانش به خاطر بازى ضعيف در جريان ديدارهاى مرحله مقدماتى يورو ۲۰۰۸ آنقدر تازه است كه بعيد به نظر مى رسد اين هافبك توانمند بتواند به اين زودى ها دردش را فراموش كند. هر چند، با روندى كه شيرهاى سفيد جزيره در پيش گرفته اند بعيد است كه ديگر در آينده اى نزديك دوباره شاهد وقوع چنين بى مهرى هايى نسبت به اين بازيكن وفادار باشيم.
ضمن اينكه روز به روز بر موفقيت هاى اين ستاره ۳۰ ساله و بر اندك هوادارانى كه با وجود افت شديد حامى وى بودند افزوده مى شود.
لمپارد ستاره خط ميانى تيم ملى انگليس كه از سال ۱۹۹۹ به جمع آبى پوشان استمفوردبريج پيوست طى ۴ سال اخير ميانگين ۲۰ گل در هر فصل براى تيمش به ثمر رسانده و به نظر مى رسد در اين فصل نيز اين ركورد را بر جاى بگذارد. در سال ۲۰۰۵ او به عنوان برترين بازيكن ليگ برتر و دومين بازيكن برتر جهان بعد از رونالدينيو شناخته شد. جوايزى كه او امسال نيز در ميان كانديداهاى دريافت آنها قرار دارد. تابستان گذشته در حالى كه خبر تمايل اينتر براى عقد قرارداد ۵ ساله با لمپارد به گوش مى رسيد و او را به پردرآمدترين بازيكن جزيره تبديل مى كرد، هيچ كس نمى دانست او به دنبال راهى است تا بتواند مادام العمر در استمفوردبريج بماند. لمپارد كه على رغم انتقادات فراوانى كه از عملكردش در چلسى و در طى فصل نيز از بازى اش در برابر ليورپول، رم و برنلى به عمل مى آمد در مورد وضعيت خود و اينكه نتايج اين ۳ بازى كه به ترتيب باعث از بين رفتن شكست ناپذيرى چلسى در خانه، تحقير آبى پوشان مقابل تيم بحران زده ايتاليا و حذف آنها از جام اتحاديه انگليس شد، چه تاثيرى بر آينده عملكرد او و هم تيمى هايش خواهد گذاشت توضيح مى دهد.
آيا از دست دادن ركورد طولانى مدت شكست ناپذيرى در استمفوردبريج تاثير زيادى بر تيم گذاشت
از دست رفتن اين ركورد چندان مرا آزرده خاطر نكرد. فصل پيش بسيارى از بازى هاى خانگى مان را با تساوى به پايان رسانديم و بايد خودمان را از آن وضعيت كه هر از چند گاهى به اين تيم و آن تيم مى باختيم نجات مى داديم. ركورد خوبى ثبت كرده بوديم اما از بابت از دست دادن آن چندان ناراحت نيستيم زيرا معتقدم سرانجام روزى بايد از بين مى رفت. اين ركورد تنها بارى بود بر دوشمان كه فقط مسووليت در بازى هاى خانگى را افزايش مى داد. اگر بخواهيد فاتح ليگ شويد ديگر مهم نيست در خانه مغلوب شويد يا خارج آن.

هيچ گاه اين موضوع كه به مورينيو علاقه داشتيد و عصاى دست او در چلسى محسوب مى شديد را تكذيب نكرديد. با توجه به اين موضوع چقدر به دوباره محلق شدن به او در اينتر نزديك شديد
اينتر تنها به من پيشنهاد داد اما رفتنم به اين تيم قطعى نبود. دوران سختى بود. از يك سو مرگ مادرم هنوز مرا آزار مى داد و از سوى ديگر هم ترديد بر سر ماندن يا رفتن. واقعا نمى دانستم چه بكنم. در يك مقطع احساس كردم بهتر است از انگليس دور شوم و محيط اطرافم را تغيير دهم اما هنگامى كه دوباره فكر كردم متوجه شدم اين شهر را دوست دارم. بعد از مشورت كردن با خانواده ام فهميدم چه كارى بايد انجام دهم اما مطمئن هستم كه تصميمى صددرصد درست گرفته ام.
آيا انتصاب لوييز فيليپه اسكولارى به جاى آورام گرانت تاثيرى بر عملكرد شما داشته است
من پيش از ورود اسكولارى با چلسى تمديد قرارداد نكرده بودم. ترديدم براى رفتن يا ماندن در چلسى درست در زمانى بود كه باشگاه فاقد سرمربى بود. بنابراين برايم مهم بود بدانم اگر بخواهم ۵ سال با اين تيم تمديد قرارداد كنم چه كسى هدايت آن را برعهده مى گيرد. مورينيو شخصيتى بود كه به خاطر افكار احساسى اش به او علاقه زيادى داشتم. اگر عصبانى مى شد دليل اش را مى گفت تا بدانيد، مطمئنا اگر از تمام بازيكنانى كه در تيم هاى زيردست مورينيو بازى كرده اند در مورد اين مربى نظرخواهى كنيد همه آنها بدون توجه به نتايج و خلاف آنچه اكثر مردم فكر مى كنند، نسبت به او ابراز علاقه مى كنند. من به كار با او و شخصيت او علاقه زيادى داشتم و هنوز هم براى او احترام فراوانى قائلم.
اما برخلاف مورينيو كه شخصيتى احساساتى بود اسكولارى فردى به مراتب آرام تر و خنثى تر است. او در رختكن و جلسات تيم مشوق بسيار ماهرى است و براى رسيدن به آنچه مى خواهد بسيار صبر و حوصله دارد اما طرز تفكرش در مقايسه با مورينيو كمى متفاوت است. روش مديريت او بر بازيكنان عالى است. هنگامى كه با او به طور انفرادى حرف مى زنم به هيچ وجه در انتقال خواسته ام مشكلى احساس نمى كنم. بهترين تاثير حضور او را مى توان بر فلورن مالودا و آنلكا ديد.
از لحاظ فنى استنباطى كه از خواسته هاى مورينيو و اسكولارى داشته ام با هم چندان در تضاد نيستند. در ۲ فصل نخست حضور مورينيو ما فاتح ليگ شديم كه بخش زياد آن را بايد مديون انديشه هاى دفاعى مورينيو و مديريت صحيح او بدانيم اما اسكولارى نيز به خوبى به اهميت دفاع كردن واقف است و دوست دارد به مدافعانش براى انجام حركات روبه جلو نيز ميدان بدهد.
بنابراين سرمربى جديد چلسى ساخته و پرداخته تخيلات ذهن ما بوده است
خير. من اين را نگفتم. چيزى كه من مى گويم اين است كه تيم ما در زمان مورينيو اتكاى خاصى به بال ها و حركات آرين روبن و ديمين داف از جناحين و موقعيت سازى آنها داشت. اما اسكولارى بيشتر تاكيد به بازى تركيبى و كارهايى همچون پاس هاى يك و دو دارد. با اين وجود وظيفه من تغييرى نكرده است و هنوز در سمت چپ خط ميانى ۳ نفره انصافا قدرتمند چلسى قرار دارم با اين تفاوت كه آزادى ام نسبت به فصل گذشته بيشتر شده است. ممكن است اسكولارى به من بگويد آزادم و هر كارى كه بخواهم مى توانم انجام دهم اما در موقع دفاع كردن دوباره به پست خودم باز مى گردم. اين پست مورد علاقه من است. از ورود مورينيو تاكنون ۵ سال است كه در اين قسمت از زمين بازى مى كنم، اما بدون شك دوست دارم در اين پست در كنار يك هافبك ياركوب بازى كنم تا در كنار يك هافبك دفاعى زيرا هافبك ياركوب به من اجازه مى دهد با خيالى راحت به جلو حركت كنم.
آيا به همين دليل بود كه شما براى بازى كردن و هماهنگ شدن با استيون جرارد در خط ميانى تيم ملى انگليس دچار مشكل شديد
آن مصاحبه روزنامه ساندى تايمز را كه در آن استيون درباره پست مورد علاقه اش و اينكه توسط برخى از رسيدن به آن محروم شده را خواندم. آنچه كه از حرف هاى او برداشت مى شد اين بود كه وى دوست دارد در پست مورد علاقه اش با آزادى عمل بيشترى قرار بگيرد و بازيكنى فضاى پشت سر او را پر كند. اما هر دوى ما مى دانيم جهان هميشه به كام انسان نيست و ما هم هميشه نمى توانيم در پست ايده آل خود بازى كنيم. وظيفه من اكنون تقريبا خراب كردن بازى حريف است كه به همراه آن ساير اقدامات را نيز انجام مى دهم. مردم تصور مى كنند من به حركات رو به جلو، شوت و گلزنى علاقه دارم اما معتقدم براى يك بازيكن طراز اول بودن بايد نظم و هوش داشت. شايد بتوانم در كنار پست فعلى ام كارهاى متفاوت ديگرى از جمله حمله انجام دهم و از اينكه هر از چندگاهى براى گلزنى تلاش مى كنم نيز رضايت دارم. با وجود مهم شمرده شدن تاكتيك توسط بسيارى از مربيان، با اين عقيده هرى ردنپ كه بازيكنان و طرز تفكر و نگرش آنها را براى ارائه عملكرد خوب، ملاك اصلى مى داند بسيار موافقم. به نظرم در دنياى مدرن فوتبال مديريت تيم ديگر چندان به تاكتيك وابسته نيست بلكه حول محور بازيكنان و مديريت آنها مى گردد. به تيم ملى انگليس نگاه كنيد. بازيكنان آن همگى نفراتى هستند كه در تيم هاى باشگاهى شان افتخارات فراوانى به دست آورده اند اما براى بازى در تيم ملى كشورشان فاقد اعتماد به نفس لازمند.
كاپلو در اواسط هفته گذشته اعلام كرد با توجه به نتايجى كه تيم ملى انگليس در بازى هاى اخير به دست آورده هواداران بايد پشت تيم باشند نه رودرروى آن. نظر شما در اين مورد چيست
روابط هواداران و بازيكنان مانند يك مسير ۲طرفه است. تماشاگران براى اين به استاديوم مى آيند كه از تيمشان حمايت كنند نه اينكه تنها بعد از ۱۰ دقيقه از زمان بازى بازيكنان را هو كنند. ما بازيكنان نيز به نوبه خودمان بايد با ارائه عملكردى كاملا بى نقص باعث شويم هواداران از ما حمايت كنند.
منبع: Times






















