تبليغاتX
شیرهای آبی لندن

شیرهای آبی لندن

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

هديه تولد ۴۶ سالگى ژوزه مورينيو ( آقای کاملا خاص)

امروز میخام از حاشیه های چلسی بیایم بیرون و ببینیم آقای خاص در 46 سالگی خودش

چی کار میکنه . بله امروز روز تولد سرمربی بزرگی هست که چلسی تمام افتخاراتش رو

از او داره . هرچند که الآن او حریف چلسی محسوب میشه ولی به گفته خودش هیچ وقت

چلسی و هوادارانش رو فراموش نمیکنه . حسی که همه هواداران نسبت به او دارند .

برای من باعث افتخار هست که با مورینیو تو یه ماه دنیا اومدم . اون 26 ژانویه ، 7بهمن

من هم 20 ژانویه ، 1 بهمن .jose.bmp

آه اگر ابرامویچ به خاطر یکی دو بازیکن ژوزه رو بیرون نمی انداخت چی میشد؟

او دلش با چلسی خواهد بود من این رو مطمئن هستم و منظر خواهم بود که یه روزی دوباره

برگرده !! خود مورینیو هم گفته به لیگ برتر باز خواهد گشت . با رد پیشنهادهای منچسترسیتی

و لیورپول و ... فکر می کنم اگر روزی دوباره او به انگلستان بیاد قطعا چلسی رو انتخاب میکنه.

مورینیو اونقدر محبوب و دوست داشتنی بود که حتی مربیان و طرفدارن تیم های رقیب همچون

آرسنال، لیورپول، و منچستر هم از رفتنش ناراحت شدند. این رو من خودم به عینه احساس کردم.

فکر نمی کنم هرگز ژوزه با تیمی غیر از چلسی و چلسی با مربی ای غیر از ژوزه اینقدر خوب

کار کنند و احساس هر کدوم نسبت به هم از بین رفتنی نخواهد بود.

عکسی از بچگی و بزرگسالی مورینیو رو هم گذاشتم . اگر عکسا باز نمیشند تقصیر من نیست

پیشنهاد می کنم این متن زیر رو بخونید البته اگر مورینیو رو هنوز دوست دارید:

من خيلى چيزها از فوتبال انگليس ياد گرفته ام و مشتاقم باز هم به داشته هايم بيفزايم اما يادتان نرود من هم به اين فوتبال خدمات زيادى كرده ام.»
«من جانشين يك مربى ايتاليايى شدم كه روش كاملا متفاوتى داشت و اين كار سختى است البته مى توانم درك كنم اگر يك مربى ايتاليايى به جاى من در پورتو كار كند وظيفه دشوارى در پيش دارد.»
«۹ يا ۱۰ ساله بودم كه پدرم را در روز كريسمس اخراج كردند، او مربى بود اما نتايج خوبى نمى گرفت، روز ۲۲ يا ۲۳ دسامبر بود كه تيمش باخت و درست سر ناهار كريسمس بوديم كه تلفن زنگ خورد و خبر اخراجش را به ما دادند، مى توانم بفهمم چقدر سخت است.»
«در طول ۵ سال، هيچ گاه نشد كه تيم من نسبت به حريف مالكيت كمترى بر توپ داشته باشد ، چون يكى از چيزهاى مورد علاقه من در فوتبال مالكيت توپ است.»
«وقتى كه قبل يا بعد از بازى با رسانه ها روبه رو مى شوم آن را بخشى از بازى مى دانم در حقيقت با ورود به كنفرانس خبرى قبل از بازى، تصورم شروع بازى از همان لحظه است.»
«لطفا فكر نكنيد آدم خودخواه و مغرورى هستم اما من قهرمانى اروپا را به دست آورده ام و فكر مى كنم آقاى خاص هستم.»
«اگر يك شغل آسان مى خواستم در پورتو مى ماندم، صندلى آبى زيبا، جام قهرمانى اروپا، خدا و بعد از خدا من، ديگر چه چيز مى خواستم.»
«تنها فشارى كه در تمام عمرم از آن مى ترسيدم آنفلوآنزاى مرغى است، وقتى به اسكاتلند سفر مى كنم بيش از پيش نگران مى شوم، بيشتر از مسائل فوتبالى از اين بيمارى وحشت مى كنم.»
«به آرايش موهايم نگاه كنيد، من آماده جنگم.»
«بازيكنان جوان را مى توان به هندوانه تشبيه كرد، فقط وقتى آن را قاچ بزنيد و طعمش را امتحان كنيد مى توانيد از خوب بودن آن مطمئن شويد.»
«آيا بدون تخم مرغ مى توان املت درست كرد، از هر كسى بپرسيد با قاطعيت مى گويد نه. تازه كيفيت تخم مرغ ها هم متفاوت است برخى درجه يك، بعضى درجه ۲ و حتى درجه ۳ هستند. من با اين تيم كه پر از بازيكنان مصدوم است به كجا مى توانم برسم، كيفيت املت من همين مى شود كه ديديد.»
«بعضى از مردم زيبا هستند اما هوش زيادى ندارند، برخى زشتند اما فوق العاده باهوشند مانند دانشمندان. زمين ما هم همين طور است از بالا چندان خوب نيست اما توپ به خوبى در آن به گردش درمى آيد.»
اين كلمات نغز را چه كسى مى تواند گفته باشد شايد بعد از كناره گيرى ديگو مارادونا از دنياى فوتبال كسى تا اين حد جنجال برانگيز ظاهر نشده بود اما نبايد ابعاد فنى او را ناديده گرفت. كسى كه هرگز فوتبال حرفه اى را به عنوان بازيكن تجربه نكرده بود به عنوان مترجم بابى رابسون در بارسلونا مشغول به كار شد و پس از مدتى كوتاه يكى از بزرگترين مربيان فوتبال جهان لقب گرفت. نيازى به معرفى ژوزه مورينيو مربى سابق پورتو و چلسى كه هم اكنون روى نيمكت داغ اينترميلان نشسته، نيست. او آنقدر بزرگ و پرافتخار است كه با شنيدن نامش هر هوادارى و البته هر حاشيه دوستى به وجد مى آيد. آقاى خاص امروز ۴۶ ساله مى شود و همين بهانه براى پرداختن به او كافى است.
در اين ميان شنيدن اظهار نظر برخى بازيكنانى كه در حال حاضر با او كار مى كنند يا قبلا در تيم او بازى مى كرده اند يا فقط با تيم او روبه رو شده اند خالى از لطف نيست.
منابع: Times و BBC و Channel4

ابراهيموويچ: عاشق مورينيو هستم


مهاجم سوئدى اينتر ميلان كه پس از آمدن مورينيو به اينتر روزبه روز بهتر مى شود، درباره او مى گويد: « ژوزه مربى بسيار بزرگى است و كامل ترين مربى جهان است. مدت زيادى نيست كه زير نظر او فعاليت مى كنم. اما در همين مدت كوتاه به همه ثابت كرده كه انسانى متفاوت است. در همين زمان مدتى كه زير نظر مورينيو فعاليت مى كنم، از وى خيلى بيشتر از مدتى كه زير نظر فابيو كاپلو در يوونتوس و روبرتو مانچينى در ميلان بازى كرده ام، فوتبال ياد گرفتم. فكر مى كنم زير نظر وى باز هم شرايط مطلوبى پيدا كنم و از زمانى كه زير نظر دو مربى سابقم كار مى كردم، بيشتر درخشش داشته باشم، حس مى كنم از صحبت هايم كاملا مشخص باشد، من عاشق مورينيو هستم.»

دروگبا: هميشه خواهان كار با مورينيو بودم
ديديه دروگبا، مهاجم آبى پوشان چلسى از ژوزه مورينيو، مربى سابق خود تمجيد كرده و مى گويد: «فكر مى كنم او يكى از بهترين مربيان جهان است. من هميشه خواهان كار با چنين مربى بوده ام و تصور مى كنم با وجود او مى توانستيم به پيشرفت هاى چشمگير دست پيدا كنيم. وقتى كه مورينيو از چلسى جدا شد ديگر علاقه اى به حضور در اين تيم ندارم و از گفتن اين مساله نمى ترسم. همه مى دانند كه علاقه دارم دوباره زير نظر مورينيو فوتبال بازى كنم.» البته اين فقط به دروگبا منحصر نمى شود و دكو، هم تيمى پرتغالى اش در چلسى كه سال ها با او در پورتو كار كرده و با او افتخارات زيادى به دست آورده ، براى كار با اين مربى پرتغالى لحظه شمارى مى كند.

كاكا: سبك مربيگرى او واقعا خاص است
مهاجم برزيلى ميلان گفت:« همه از كار كردن با ژوزه مورينيو رضايت دارند، من هم از سبك مربيگرى مورينيو خوشم مى آيد. ژوزه اجازه پيشرفت به تمام بازيكنان را مى دهد و از نفرات خوبى كه در اختيار دارد هميشه فوق ستاره مى سازد. همه دوستانم از آدريانو گرفته تا بلتى از كار كردن با اين مربى پرتغالى راضى بوده اند جز آندرى شوچنكو. اين علاقه شديد دوستانم و بازيكنان ديگر به او، نشان دهنده فوق العاده بودن ژوزه است. من خودم خيلى او را دوست دارم. به نظرم او يك انسان بزرگ و يك مربى فوق العاده است و موفقيت هاى زيادى در انتظار وى است.»

ترى: خودم را مديون مورينيو مى دانم
مدافع متعصب چلسى كه رابطه بسيار خوبى با مورينيو در چلسى داشت، با رفتن ژوزه هم نمى تواند علاقه اش را به مربى سابقش كتمان كند و مى گويد: مورينيو مرد بزرگى است و همه به او احترام مى گذارند و در هر تيمى كه باشد همه دوست دارند براى شادى و رضايت او تيم را به پيروزى برسانند. او بود كه روحيه پيروزى خواهى را در من دميد. ما با مورينيو فوق العاده كار مى كرديم و فكر نمى كنم چنين رابطه اى در هيچ تيم ديگرى به وجود بيايد. وقتى ژوزه بازوبند كاپيتانى را به من سپرد، اعتماد به نفس من زيادتر شد و هربار كه مورينيو به من مى گفت تو بهترين هستى، اين اعتماد بيشتر مى شد. در چنين شرايطى است كه يك بازيكن اوج مى گيرد. هنگامى كه مرد سال فوتبال انگليس هم شدم، همه جا عنوان كردم كه اگر به جايى رسيده ام خودم را مديون مورينيو مى دانم و به همين دليل هميشه آرزو دارم در هر كجا كه هست موفق باشد.

ويرا: مورينيو فوق العاده است
بازيكن بزرگ اينتر هم كه تا كنون با مربى هاى بزرگى كار كرده، از مربى اش كمال رضايت را دارد و مى گويد: او مربى بسيار بزرگى است، ژوزه سخت كار مى كند و تمريناتش بسيار هدفدار و برنامه ريزى شده هستند. او مى داند از بازيكنان خود كجا بايد استفاده كند ، مورينيو يك مربى فوق العاده است؛ اگر اين طور نبود، او هم اكنون روى نيمكت اينتر ننشسته بود. من تا به حال زير نظر وان ژه و كاپلو دو مربى از بزرگترين مربيان جهان فعاليت كرده ام اما مورينيو با ديگران فرق دارد. رابطه مورينيو با بازيكنانش بسيار صميمى است و همين باعث مى شود تمام بازيكنان با تمام وجود برايش كار كنند.


رونالدو: رفتن مورينيو خلأ بزرگى ايجاد كرد
كريستيانو رونالدو، ستاره پرتغالى منچستر هم على رغم تمام جدال هايى كه بين او و مورينيو وجود داشته، به خودش اجازه نداد ارزش هاى اين مربى بزرگ را زير سوال ببرد و درباره هموطنش گفت: «غياب مورينيو در ليگ برتر انگلستان خلأ شديدى را در اين ليگ به وجود آورد، فوتبال انگليس ژوزه مورينيو را از دست داد. او مربى بزرگى است كه افتخارات زيادى در اين كشور و اروپا در كارنامه خود دارد. شايد او مى خواست تجربه اى جديد در مكانى غير از انگلستان به دست آورد. به هر حال هرجا كه باشد برايش آرزوى موفقيت مى كنم.»

آدريانو: دوباره متولد شدم
مهاجم برزيلى اينتر كه سال هاى اخير افت زيادى داشته و حالا با آمدن مورينيو وضعيت بهترى پيدا كرده است، مى گويد: «مورينيو باعث شده تا من تبديل به يك شخصيت ديگرى شوم و به خاطر اين همه تغييرى كه داشته ام از او تشكر مى كنم چرا كه او باعث شده من انگيزه هاى زيادى پيدا كنم و با آدريانوى سال گذشته كه هرگز دوست ندارم آنگونه باشم تفاوت زيادى كرده ام، او در اين راه كمك زيادى به من كرد و باعث شد آدريانو دوباره متولد شود.
با وجود او در اينتر، من هم ثابت كرده ام كه مى توانم به روزهاى خوب بازگردم. من در بازى هاى اين فصل خيلى حس خوبى دارم. من بازيكن كمى براى اينتر نبوده ام ولى اين فصل با داشتن مربى بزرگى مثل مورينيو مى خواهم آدريانوى واقعى را به همه نشان بدهم و يك فصل رويايى را با اينتر پشت سر بگذارم.»32796[1].jpg

اين هم برخى اظهارات جنجالى او درباره ديگران
«وقتى ديدم بين دو نيمه فرانك رايكارد مربى بارسلونا وارد رختكن داوران شد نمى توانستم باور كنم اما وقتى دروگبا اخراج شد اصلا تعجب نكردم.»
«اگر فكر مى كنيد با شنيدن نام گراهام پل به عنوان داور هر كدام از بازى هايمان خوشحال مى شوم و به آسمان مى پرم سخت در اشتباهيد.»
«شما به تقلب در كاتالان چه مى گوييد بارسلونا شهرى فرهنگى است كه تئاترهاى زيادى دارد، فكر مى كنم اين پسر (ليونل مسى) به همين خاطر اينقدر خوب ياد گرفته بازيكنان حريف را به كارت قرمز داوران بسپارد.»
«وانژه با من واقعا مشكل دارد و فكر مى كنم او همان چيزى است كه شما انگليسى ها به آن فضول مى گوييد. برخى دوست دارند هميشه ديگران را زير نظر داشته باشند حتى اگر آنها در خانه هايشان باشند با تلسكوپ به خانه ديگران سرك مى كشند. وانژه يكى از آنهاست و اين خيلى بد است.»
«سه سال بدون قهرمانى ليگ فكر نمى كنم اگر من جاى رافا بنيتس بودم در پست خود باقى مى ماندم.» پس از ديدار با منچستريونايتد در نيمه نهايى جام اتحاديه باشگاه هاى انگليس در سال ۲۰۰۵ كه البته با جريمه ۵ هزار پوندى مورينيو از سوى اتحاديه فوتبال انگليس همراه بود: «در نيمه دوم سوت پشت سوت، خطا پشت خطا، تقلب پشت تقلب. داور در دو نيمه كاملا متفاوت عمل كرد. من مطمئنم داور به تنهايى راهى رختكن نشده است»


 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 9:18  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

بررسى ناكامى هاى چلسى

 
فيل بزرگ درقعرچاه دهكده جهانى
 
 

آخر هفته گذشته، قبل از پيروزى چلسى مقابل استوك سيتى، در ايستگاهى راديويى در لندن، ميهمان يكى از مجريان بودم كه بيش از ۵۰ سال هوادار چلسى بود.
آيا او لوييز فيليپه اسكولارى را دوست داشت خير. آيا او هم يكى از منتقدانى بود كه طرفدار نظريه اخراج فيل بزرگ بودند بله. دوستم قاطعانه مى گفت هيچ نشانه اى از توانايى و قدرت مربيگرى در اسكولارى نمى بيند و معتقد بود حتى قهرمانى برزيل در جام جهانى ۲۰۰۲ هم هيچ چيز را اثبات نمى كند زيرا با وجود چنين بازيكنان فوق العاده اى، هر مربى مى تواند سكه قهرمانى را به نام خود ضرب كند.
البته اين تفكرى است كه مربيان برزيلى از آن متنفرند. شايد حق با آنها باشد چراكه در طول تاريخ هرگاه تيم ملى برزيل جامى را فتح كرده تمام افتخار و اعتبارش از آن بازيكنان شده و هرگاه در مسير قهرمانى ناكام بودند تنها مقصر آقاى سرمربى بود.
در رقابتى همچون فوتبال كه گل هاى كمى رد و بدل مى شود، داشتن بهترين بازيكنان تضمينى براى كسب نتيجه نيست. در واقع بايد بين خط حمله و دفاع هماهنگى و تعادل كامل باشد و مربيان برزيلى نقش مهمى در درك و اجراى آن داشتند.
بياييد تمام كليشه هاى فوتبال سرزمين سامبا را فراموش كنيم و البته اين تفكر را كه تيمى كه ۵ گل زده از دريافت گل چهارم ناراحت نمى شود. نگاهى به ركورد برزيل و آلمان در تاريخ جام جهانى بيندازيد: تفاوت كليدى دو تيم اينجاست كه برزيل گل هاى كمترى دريافت كرده. جالب اينجاست در جام جهانى ۱۹۵۸ سوئد كه زرد پوشان برزيل براى نخستين بار جام قهرمانى را به خانه بردند، تا مرحله نيمه نهايى حتى يك گل هم دريافت نكردند.
در سال هاى اخير، مربيان برزيلى در ليگ داخلى اين كشور كارنامه موفق ترى داشتند. در حالى كه ستاره هاى سرزمين سامبا در اروپا توپ مى زنند، آنها دريافته اند كه اين روزها براى فتح موفقيت بايد بين نبوغ فردى و كار گروهى تعادل ايجاد كرد.
سرازير شدن استعدادها به فوتبال اروپا تغييرات عجيبى را به فوتبال برزيل تحميل كرده است. سال هاى سال، هواداران فوتبال اين كشور عادت داشتند مردانى را در مستطيل سبز ببينند كه سرعت انتقال زيادى دارند و بايد در يك لحظه تصميم خود را بگيرند و حتى در لحظات دشوار با تكيه بر نبوغ فردى بهترين عملكرد را داشته باشند.
اما اين روزها بازيكنان مى توانند همچون فوتباليست هاى آن سوى اقيانوس اطلس بازى كنند. جايى كه وظيفه اصلى بر دوش مربيان است، آنها بايد در لحظات دشوار بهترين عملكرد را داشته باشند.
اسكولارى در يورو ۲۰۰۴ و در روزهايى كه هدايت تيم ملى پرتغال را به عهده داشت به خوبى اين مسأله را ثابت كرد؛ زمانى كه براى شوك وارد كردن به حريف( و البته همه مربيان اروپايى) و به هم ريختن استراتژى تيم مقابل، بازيساز تيم يعنى دكو را به دفاع راست منتقل كرد.
فيل بزرگ ثابت كرد بسيار بيشتر از آنچه ديگران تصور مى كنند، مى داند. از اواسط دهه ۹۰ كه او با تيم گرميو براى خود اسم و رسمى ساخت تنها با يك سيستم به مصاف حريفان مى رفت؛ سيستم ۲-4-4 با پاس هاى بسيار زياد به منظور تحويل توپ به تك مهاجم تيم. در پالميراس هم همين اتفاق تكرار شد با اين تفاوت كه بازيساز چپ پاى تيم يعنى الكس، هنر و نبوغ فردى خود را چاشنى بازى كرد.اما در جام جهانى ۲۰۰۲ بود كه اسكولارى ثابت كرد تا چه حد انعطاف پذير است. فيل بزرگ هميشه از تمركز سه دفاع جلوى دروازه متنفر بود اما بنا به مقتضيات به اين كار تن داد؛ ادميلسون رابط بين سه مدافع متمركز و خط هافبك بود؛ كمى جلوتر، ريوالدو و رونالدينيو، مهاجم نوك حمله يعنى رونالدو را حمايت مى كردند و در مواقع لزوم و به تشخيص اسكولارى، گاهى هر سه نفر به دروازه حريف يورش مى بردند.چندى بعد فيل بزرگ از اقيانوس اطلس گذشت تا روى نيمكت تيم ملى پرتغال بنشيند. او ثابت كرد مى تواند به خوبى در فرهنگى متفاوت ( البته با زبان يكسان چراكه زبان رسمى برزيل هم پرتغالى است) موفق باشد. همين جا بود كه فيليپه اسكولارى پيش خود فكر كرد شايستگى هدايت يكى از تيم هاى طراز اول اروپا را دارد.
اتفاقا اكثر مربيان برزيلى از فيل بزرگ حمايت كردند و اميدوار بودند موفق ترين مربى برزيل در چلسى هم كارنامه درخشانى داشته باشد تا دروازه هاى فوتبال اروپا به روى آنها هم باز شود اما چرا اين اتفاق نيفتاد آنها همان پشتوانه تاكتيكى و تكنيكى را داشتند و حتى استعدادهايى را يافته و در تيم هايشان پرورش داده بودند كه بعدها ستاره هاى تيم هاى اروپايى مى شدند.
اما در اين ميان يك جاى كار مى لنگد؛ اسكولارى بيش از هرچيز به گروه گرايى معروف است طورى كه در جام جهانى ۲۰۰۲ تيم برزيل را خانواده اسكولارى مى ناميدند. فيل بزرگ بهتر از هر مربى ديگرى مى داند چطور ۱۱ بازيكن را براى فتح قله هماهنگ و بسيج كند اما حالا و در جمع آبى پوشان چلسى مجبور است اين كار را به زبانى غير از زبان مادرى اش به گروه منتقل كند و اين نكته، كليدى در كشف علل ناكامى اسكولارى در جزيره است. خصوصا اينكه بازيكنان از مليت هاى مختلف و با فرهنگ و زبان گوناگون هستند.
نگاهى به تركيب اصلى چلسى بيندازيد: مردانى از انگليس، جمهورى چك، پرتغال، آلمان، فرانسه، صربستان، ايتاليا، ساحل عاج، غنا، نيجريه، برزيل و آرژانتين بدنه اصلى تيم را تشكيل مى دهند اما حقيقت تلخ اينجاست كه فوتبال يا جامعه امريكاى جنوبى هرگز نتوانست اسكولارى يا ديگر مربيان را براى چنين جامعه مختلطى به لحاظ فرهنگى و زبانى آماده كند.
اسكولارى در تمام دوران مربيگرى، با بازيكنانى هم زبان طرف بود. پس طبيعى است كه در شرايط جديد با مشكلاتى جدى روبه رو شود. مشكلاتى كه نهايتا به ناكامى تيم منجر مى شود. براى مثال او در چند ماه گذشته نتوانسته با دروگباى ساحل عاجى رابطه برقرار كند و كمترين بازى را از او گرفته؛ آن هم در شرايطى كه به گفته اكثر كارشناسان دروگبا يكى از بهترين فوتباليست هاى حال حاضر دنياست كه قدرت بدنى، توانايى گلزنى، سرعت و هوش كافى را همزمان دارد.
فراموش نكنيد كه او اندكى بعد از به دست گرفتن سكان هدايت تيم ملى پرتغال هم مشكلاتى داشت اما شانس به او رو كرد چراكه پرتغال ميزبان يورو ۲۰۰۴ بود و در نتيجه بدون حتى يك بازى رسمى و به دليل امتياز ميزبانى در اين جام حضور داشت. اسكولارى و شاگردانش دو سال فرصت داشتند در طى بازى هاى دوستانه خود را كاملاً آماده كنند.
اما در چلسى ديگر از اين فرصت خبرى نيست؛ بازى هاى فشرده ليگ برتر آن هم در شرايطى كه ۳ امتياز هر مسابقه بسيار حياتيست سنگ محكى جدى براى فيل بزرگ است.
مشكل ديگر اسكولارى، جدايى استيو كلارك بود؛ مردى كه در چلسى به عنوان يك مدافع رشد كرد و بعدها كمك مربى شد اما كلارك در چلسى ماندنى نشد چراكه تصميم گرفت در كنار جيان فرانكو زولا در وست هام فعاليت كند تا اوضاع براى مربى تازه وارد پيچيده و سخت تر شود.شرايط زمانى بدتر شد كه برخلاف تصور اسكولارى، آبراموويچ پول زيادى براى خريد بازيكن به او نداد تا مجبور شود با همان بازيكنان خوزه مورينيو يعنى در تيمى تقريباً بين المللى به مصاف حريفان برود.
اسكولارى هنوز زمان دارد؛ شايد تا پايان فصل اما فراموش نكنيد آن سياستى را كه آبراموويچ با مورينيو در پيش گرفت. هر لحظه ممكن است حكم اخراج به دست فيل بزرگ داده شود اما فقط تصور كنيد او موفق به برطرف كردن مشكلات و فتح جام قهرمانى ليگ برتر يا حتى ليگ قهرمانان شود. تنها خود اوست كه مى تواند روزهايى پرافتخار يا پر از انتقاد و حمله براى خود رقم بزند...
منبع:SI
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 10:46  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اعراب سيتى در صدد خريد چلسى

 
Reuters- پس از انتشار يافتن خبر تمايل رومن آبراموويچ براى به فروش گذاشتن چلسى، گزارش هايى نيز از تمايل سليمان الفهيم، مالك منچسترستى براى خريد آبى هاى لندن با همكارى يك گروه سرمايه گذارى آلمانى نيز منتشر شده است. در اين گزارش كه يك سايت تجارى عربى اقدام به درج آن كرده آمده است كه گروه بازرگانى ابوظبى طى ملاقاتى با ۵ تن از اعضاى شركت سوييسى فالكون اكويسيتى براى به عهده گرفتن مالكيت چلسى به طور اشتراكى و ارائه پيشنهاد به آبراموويچ مذاكره كرده. هولگو هيمس رييس شركت فالكون اكويسيتى در گفت وگو با سايت «عربين بيزنس» اعلام كرد: چند باشگاه اروپايى را زير نظر گرفته بوديم كه البته اين موضوع مربوط به قبل از بحران اقتصادى مى شد. اكنون نيز دقيقا همين كار را در مورد چلسى انجام مى دهيم. بيشتر از اين نمى توانم به جزييات اين قضيه بپردازم. تصورنمى كنم تا زمانى كه با قيمتى منطقى مواجه نشده ايم براى خريد باشگاه اقدام كنيم. اين موضوع تنها مسأله خريد يك تيم فوتبال نيست بلكه بحث يك تجارت است.
آبراموويچ كه سال ۲۰۰۳ مالكيت چلسى را بر عهده گرفت و از آن زمان تا كنون ۵۰۰ ميليون پوند براى اين تيم هزينه و آبى هاى لندن را به يكى از قدرت هاى بزرگ فوتبال اروپا تبديل كرده است اما به دنبال گسترش بحران اقتصادى در جهان او بخشى از سرمايه خود را از دست داد و ديگر نتوانست همچون فصول گذشته دست به خريدهاى گرانقيمت براى تيمش بزند. او كه اكنون روز به روز وضعيت مالى تيمش را بيشتر در خطر مى بيند چندى پيش در اظهارنظرى علنى از قصد خود براى به فروش گذاشتن چلسى خبر داد. هيمس در اين باره افزود: «از آنجايى كه آبراموويچ تنها ۵۰۰ ميليون پوند در اين باشگاه هزينه كرده است خريد اين تيم مسلما كار آسانى نخواهد بود و مسلما نبايد منتظر شنيدن قيمتى ارزان باشيم.»
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 10:44  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چلسی 3 ایبسویچ 1 برد با دبل بالاک

 

 

تیم چلسی ساعاتی پیش تونست تیم ایبسویچ تاون که از تیمهای رده پایین لیگ یک

انگلیس هست رو شکست بده . گلهای چلسی رو بالاک دوبار در دقایق 15 و58

و کاپیتان لمپارد 84 زدند . که گل لمپارد از روی یه ضربه ایستگاهی از فاصله

35 یاردی با شوت زیبا و استثناییش به ثمر رسید . براوو کاپیتان . مرحبا  

بالاک هم دومین دبل ( دو گله) فصلش رو به ثمر رسوند تا 4 گل زده باشه و بهترین

گزنه جام حذفی برای چلسی .

ولی از همه مسخره تر اینه که اسکولاری همه بازیکنای اصلی رو بازی داده و عملا

هیچ کدوم برای بازی 4 شنبه با میدلزبورو ساعت 11:15 شب استراحت نکردند .

این عکس برای اونایی که میگن چلسی بازیکن باغیرت نداره .!!!

فرانکی باغیرت همینه همینه . هرچند جای تری خالی هست ولی فرانک هم اگه عشق

و غیرتش بیشتر از تری نباشه حقوقش که بیشتره !؟

طفلی دستش خونی شده معلوم نیست داشتن باهاش کشتی میگرفتن !!!

 

 3035633722[1].jpg

 

 

 

 44124855025f3bab38928b12375fc163[1].jpg

 

 

 

 237171552-soccer-fa-cup-fourth-round-chelsea-v-ipswich-town-stamford[1].jpg

 

 44124855025f3bab38928b12375fc163[1].jpg

 

این آنلکا هم معلوم نیست داره چی کار میکنه . پول بیخودی نداریم بهت بدیم نیکل کیدمن جان4047325916-soccer-fa-cup-fourth-round-chelsea-v-ipswich-town-stamford[1].jpg

ترکیب چلسی (۳-۴-۴) : چک - بوسینگوا - الکس - کاروالیو (ایوانویچ ۷۰) - اشلی کول - بالاک (دکو ۷۹) - بلتی - لمپارد - کالو - آنلکا - مالودا (دروگبا ۵۸)

  متاسفانه عکسا باز نمیشند . حتما فردا یا ژس فردا خودم عکسا رو براتون ردیف میکنم . خاک تو گور این سایتهای آژلود عکس کنن یکی از یکی بدتر

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 0:21  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

مصاحبه کانون هواداران چلسی در ایران با دکتر صدر

 

شهادت حضرت زین العابدین امام سجاد(ع) را به همه شیعیان عالم تسلیت عرض می کنم

 

امروز چون اخبار خوب و جالبی گیر نیوردم این مصاحبه با کارشناس مزخرف شبکه 3 آقای صدر رو براتون

گذاشتم . برای من که خیلی جالب بود که یه زمانی طرفدار چلسی بوده ولی حالا نیست . ولی یه سری حقیقت هاگفته که قابل انکار نیست مخصوصا درمورد گرانت و هوادارن چلسی و علت افزایش اونها .

 با کسب اجازه از بزرگترین سایت مرجع چلسی در ایران یعنی همون کانون هوادارن چلسی در ایران که این مصاحبه بسیار عالی رو ترتیب دادند اون رو تو وبلاگ میزارم . به امید اینکه اون چیزی که مقصود

 من هست رو شما هوادارن چلسی درک کنید. یعنی از کجا شروع کردیم ،چی بودیم چی شدیم .

 همین ها خودش افتخاره برای من .

 یه هوادار نباید فقط موقع بردها همراه تیمش باشه بلکه در غم ها وشکست ها هم یار و غمخوار تیمش

باشه وگرنه یه عاشق واقعی نیست . نمونش از همین 3 تیم بزرگ و رقیب ما ، آرسنال چند ساله جام نمیگیره

ولی هواداراش تعصب خودشون رو حفظ کردند و معتقدند که برترین هستند یا منچستریونایتد 3 سال رو بدون جام گذراند ولی نهایتا با فرصتی که به فرگوسن دادند تونستند قهرمانی هاشون رو پررنگ تر کنند.

 افسوس که این سیاست ها تو مغز مالک چلسی و هیئت مدیره نرفت . چلسی از نظر سیاست مدیریت و سرمربی بدترین تیم بین 4 تیم هست طوری که تماشاگران و طرفدارانش هم هرساله جام میخان

 و با هرشکستی توقع برکناری سرمربی رو دارند.  

خوب زیاد حرف زدم مغزتون رو خوردم ببخشید!! ان شاءالله در مورد سیاستهای غلط چلسی آبرامویچ بعدا صحبت میکنم.

کانون هوادارن چلسی در ایران

دکتر صدر به عنوان یکی از قدیمی ترین هواداران ایرانی چلسی ، مصاحبه ای با کانون هواداران چلسی انجام داد و به عضویت افتخاری این کانون در آمد

به گزارش کانون هواداران چلسی در ایران ، روز سه شنبه اول بهمن ماه 1387 به عنوان نماینده ای از کانون هواداران چلسی در ایران به دفتر کار یک هوادار محبوب و سر شناس چلسی که در روزگار نه چندان دور یکی از هواداران این تیم لندنی بود رفتیم و مصاحبه ای با ایشان انجام داده و از سوی کانون هواداران کارتی با عنوان هوادار افتخاری تیم فوتبال چلسی و عضوی از کانون هواداران ایرانی چلسی به ایشان اهدا شد .

در این نشست یک ساعته صحبتهای خواندنی ای از سوی جناب آقای صدر زده شد که بدین شرح است:


+ خیلی ها راجع به فوتبال صحبت می کنند ، اما در برنامه های تلویزیون شما فقط از سیستم ها صحبت نمی کنید ، بلکه از احساسات و عشق به فوتبال نیز سخن می گوئید . امکانش هست کمی در خصوص احساسات و فوتبال توضیح دهید؟

من فوتبال را همیشه بازتابنده ی خود زندگی می دانم ، چیزی شبیه به زندگی ، و آنچه در زندگی اهمیت دارد ، احساس است و نگاهی که به اطراف داریم . بنابراین حوادث فوتبال شور و انتظاری است که در ما ایجاد می شود و جنبه کاملا احساسی و ذهنی دارد نه دو دو تا چهار تا کردن ها ، حتی اگر تیم ما شکست می خورد آن دو دو تا چهار تا ها را رعایت نمی کنند برایمان اهمیتی ندارد چرا که برای ما احساس است که باقی می ماند البته ممکن است خشمگین یا شاد می شوی ، تیم را زیر سوال ببری که چه کاری را باید انجام می دادند.
چه دلیلی می تواند ما را انقدر پای تلویزیون تا دیر وقت می نوشینیم و یا هزاران نفر و یا میلیون ها نفری که هر هفته در سرما و گرما می روند استادیوم ؟ مطمئنا دلیلش سیستم 4-4-2 نمی باشد بلکه دلیلش احساس است که آن را دوست داریم و به آن دل بسته ایم و معتقدم آنهایی که فوتبال را در چارچوب ارقام و اعداد می بیند باید بگویم جنبه دیگر فوتبال را از دست داده اند

+ شما خودتان همچون دیگر علاقمندان فوتبال از دوران کودکی شروع کرده اید ؟ و چگونه این علاقمندیتان به آنطرف مرزهای کشورمان رساندید؟

من دقیقا در سال 1347 بود که ایران توانست فینال بازیهای آسیایی را در ورزشگاه آزادی با پیروزی پشت سر بگذارد . آن فینال خیلی تاریخی بود چرا که برای نخستین بار مسابقات فوتبال از تلویزیون ایران پخش شد . قبل از آن ایران به المپیک هم رفته بود اما از تلویزیون پخش می شد و مردم توانستند برای اولین بار فوتبال را از تلویزیون هایشان نگاه کنند که این امر باعث ایجاد شوق و هیجان در نزد مردم شد که منجر به خوشحالی آنها در خیابانها شد. من نیز از همان سالها بود که علاقمند فوتبال شدم.
اما در دوران کودکی به دلیل ماموریت های پدرم و دوری از تهران بودم و از فوتبال دور بودم که در اواخر دبستان که به تهران بازگشتیم خود را علاقمند فوتبال دیدم که برای نخستین بار نیز بهمراه یکی از همسایگانمان که هوادار تیم پرسپولیس بود راهی ورزشگاه عمجدیه شدم .
در سال 1970 اولین بار بود که بازیهای خارجی از تلویزیون پخش شد که این امر با پخش جام جهانی مکزیک شروع شد که برزیل در آن جام قهرمان شد . که حضور تیمهایی چون برزیل ، انگلستان ، آلمان و ... بسیار جالب بود ، بعد از آن نیز بازیهای جام اروپا پخش شد که در اولین بار قهرمانی و عصر طلائی آژاکس را دیدم و سپس برنامه هایی از لیگ برتر انگلستان پخش شد که صحنه های سیاه سفید آن واقعا جذاب بود .
سپس با خواندن مجله های انگلیسی زبان گل و شوت با فوتبال اروپا آشنا شدم و همان زمان از طریق برنامه جام باشگاههای انگلیسی که از سوی تلویزیون پخش شد من هوادار چلسی شدم.
در آن بازی چلسی برابر آرسنال قرار گرفت و با اینکه آرسنال بهتر از چلسی بود اما مرد اول میدان بونتی بود که عامل تساوی صفر بر صفر شد . آن زمان من عاشق بونتی بودم با اینکه بعد ها در تیم ملی انگلستان یک بازی بدی را پشت سر گذاشت
من هوادار چلسی ماندم تا دوره ای که زولا به چلسی آمد
البته هوادار شدن مانند عاشق شدن است که دلایل مختلفی دارد که نمی توان از فرمولی آن را بدست آورد من هم عاشق چلسی و بونتی شده بودم و مانند خیلی های دیگر هوادار تیمی شدم
 

+ سال 1970 یکی از سالهای مهم چلسی بود که بونتی نیز برای اولین بازیکن برتر فصل چلسی انتخاب شد...

بله ، سال 1970 کلیدی ای برای چلسی بود که در فینال جام حذفی برابر لیدز موفق می شوند در دو بازی آنها را شکست دهند و بعد از آن بازبهای جام در جام می روند و به فینال راه می بایند که در فینال به مصاف رئال مادرید رفتند و توانستند آنها را نیز مانند لیدز در دو بازی شکست دهند و قهرمانی را تجربه کنند.از ستارگان آن زمان می توانم به پیتر اسگود ، بونتی ،  هریس ، چارلی کوک و ... نام ببرم که همچنان نام آنها را به یاد دارم

+ به نظرتان چرا به اسگود می گویند سلطان راه پادشاهان؟
باشگاه چلسی در یک خیابان معروفی است به نام راه پادشاهان ، که به اسگود نیز می گفتند پادشاه راه پادشاهان که زمانی که اسگود فوت کرد و در مراسم سوگواری اش در استمفوردبریج به او لقب پادشاه استمفوردبریج می گویند
پیتر اسگود زمانی که به همراه چلسی ( در سال 52-53 ) به ایران هم آمده بود که در استادیوم امجدیه به میدان رفتند

+ به نظراتان چرا چلسی در ایران شکست خورد؟

بعدها یک کتابی در انگلستان منتشر شد که طی آن 10 اتقاق نا متعارف باشگاهها را اعلام کردند که طی ان اعلام شد که دولت ایران از چلسی خواسته بود شکست را بپذیرند ، اما من این را قبول ندارم چرا من در آن بازی در استادیوم بودم و کاملا مشخص بود آنها برای تفریح به تهران آمده بودند همچون بایرن مونیخ که با ستارگانش چون بکن بایر ، مولر و برایتنر به تهران آمده بودند و 5 گل دریافت کردند و رفتند که بعد ها مشخص شد بایرنی ها به دلیل مصرف الکل حال مساعدی نداشتند

+ شما چرا دیگر از هواداری چلسی کناره گیری کردید ؟

در آن زمان چلسی تیم لندنی به شمار می رفت ، و تا زمانی که گلن هادل وارد چلسی شد ، چلسی یک تیم متوسط بود . که بعد از او گولیت به چلسی آمد و در آن موقع که باشگاههای لیگ برتر وضعیت مالی بهتری پیدا کردند که کین بیتس نیز به چلسی پول تزریق کرد که در آن دوران زولا ، که یکی از قهرمانان استمفوردبریج است خود نمایی می کند ، اما ماهیت تیمی عوض شده بود که من آن را نمی پسندیدم

+ نظرتان در خصوص زوج زولا و فلو چیست؟
آنها مانند لرل و هاردی بودند ، یکی ریز نقش و کوچک ، یکی بلند و با پاهای کشیده ، یکی با تکنیک بود و یکی دیگر بدن قوی ای دارد . فلو بازیهای خوبی انجام داد و بقل پاهای فوق العاده ای داشت . همچنین یک ضربه سر زن حرفه ای بود . زولا هم که دیگر یک جادو گر بود و یک سری گل های عجیبی به ثمر رساند که یکی از آنها را به منچستر یونایتد به ثمر رساند

+به نظر شما متعصب ترین کاپیتان چلسی چه کسی می باشد؟

رون هریس ، برای دهده 70 که به رومان تکل زن هریس معروف بود . آن زمان با حال متفاوت بود . الآن با هفته ای 150 هزار پوند و زندگی تشکیلاتی متعصب بودن سخت شده است . در زمان قدیم با دست مزد های قدیم بازی می کردند . در دوره ای که من از تاریخ چلسی دیدم هریس بهترین است . البته جان تری بی تردید یک رهبر نا خود آگاه و برجسته است اما من برای بازیکنان گذشته احترام بیشتری قائلم چرا که آنها با دست خالی بازی می کردند . اما اکنون چلسی با این همه سرمایه بایستی کاپیتانی مانند جان تری را به عنوان کاپیتان داشته باشد.

+ شما از دو عصر دهده 70 و حال گفتید در این بین نظرتان در خصوص کاپیتانی دنیس وایز چیست ؟

من فکر می کنم دنیس وایز بازیکنی نبود که اینگونه از او تعریف می کنند و مانند کثیری از بازیکنان استقلال و پرسپولیس بود که با اینکه استعداد دارند بیشتر هیاهو خودشان را مطرح می کنند . وایز زمانی که در ویمبلدون بود بازیکن بهتری بود ، هر چند در چلسی نیز خوب بود اما هیاهو و حضورش در رسانه ها بیشتر از کاری بود که در زمین انجام می داد ، کاری که زولا نکرد و هنرش را در زمین به رخ کشید . اما دنیس وایز با حرکاتش به هواداران متعصب بودنش را می خواست نشان دهد . اما واقعا بازیکنی که متعصب باشد لازم به این کارها ندارد و از چهره اش مشخص است


+ نظرات در خصوص چلسی زمان مورینیو چیست؟

من چلسی آن زمان را دوست نداشتم ، بسیار محاوضه کارانه بازی کرده و تنها نظم را رعایت می کردند اما باید کمی احساس نیز در آن بازی باشد
اما مورینیو مربی برجسته ای است و چلسی زمان مورینیو در تمام نقاط زمین برنامه داشت . مورینیو بهد از 50 سال چلسی را قهرمان کرد هرچند مورینیو برای تیمش نقطه ضعفی نداشت ، چک بهترین دروازه بان جهان را داشت که توسط تری و کاروالیو که بهترین های اروپا هستند را داشت با آن خط هافبک و حمله بدون نقص را در اختیار داشت تیم بدون نقصی را در اختیار داشت که توانست چلسی را قهرمان کند
مورینیو انسان با هوشی است و یک جذابیت رسانه ای دارد که دلیلش هم این است که او یک آدم خوش سیما ، جوان است ، نقض گو و تیکه اندازی است . دقیقا نقطه مقابل گرانت که توانست چلسی را به فینال جام قهرمانان ببرد

+ به نظر شما گرانت تیم را به فینال جام قهرمان رساند یا تیم آمده مورینیو بود که به فینال رفت؟

بله ، صد در صد تیمی که 22 ستاره دارد و با آرامش تمرین می کند ، به رختکن می رود و آرام وارد زمین می شوند بسیار دشوار است . گرانت توانست نظم را حفظ کند . کاری که خیلی ها با داشتن ستاره های فراوان نتوانستند موفق باشند . مگر تاتنهام ستاره کم دارد اما موفق نمی شود
گرانت میراث خوزه را گرفت اما کنترل و استفاده از توانایی های بلقوه را باید استقاده کرد


+ زمانی که مورینیو از تیم جدا شد عده ای از هواداران خواستار حضور مربی ای با نام بزرگ بودند ، به نظر شما اسکولاری این بزرگی را دارد؟

زمانی که ونگر به آرسنال آمد مربی بزرگی نبود اما در واقع نشان داد مربی بزرگی است . اما بعد ها خودش را نشان داد
در هر صورت مربی ای که در جام جهانی اول می شود یک اعتبار عجیبی دارد اما در باشگاهی بیش از 2 فصل در باشگاهی نبوده است نشان می دهد که شاید مربی ای نیست که بتواند در دوره های طولانی لیگ برتر باشد و مربی دوران کوتاه است


+ شما با این نظریه موافقید که بازی های لیورپول در لیگ برتر از دیگر بازی ها جذابیت بیشتری دارند ؟

در حقیقت بازیهای لیورپول به این دلیل زیبا می شود که ضعف های زیادی دارد ، آنها معمولا ساختار دفاعیشان ضعیف است و راحت گل می خورند و عقب می یفتد اتفاقی که برای چلسی مورینیو هرگز اتفاق نیافتاد .
بازیهای جذاب بازیهایی است که ضعف های بسیاری در آن است مانند فینال جام قهرمانان اروپا در استانبول که لیورپول در یک نیمه مصیبت بار 3 گل می خورد و در جواب میلان در 15 دقیقه 3 گل می خورد که نشان از ضعف و اشتباهات است
مانند فینال مسکو که تری ضعیف کار کرد و بازی را تاریخی کرد ، اگر تری اشتباه نمی کرد آن بازی دیگر تاریخی نبود

+ غمناک ترین بازی ای که از چلسی دیدید چه بازی ای بود؟

می توانم بازی چلسی برابر منچستر یونایتد در فینال جام قهرمانان را نام ببرم که بسیار دراماتیک بود ، بازی ای که گل داشت ، تکل داشت ، اخراج داشت ، ضربات پنالتی داشت اما ضربه ای که جان تری نتوانست به گل تبدیل کند بسیار دراماتیک بود هر چند در آن صحنه تری در گذاشتن پاهایش اشتباهاتی انجام داد

 
+ نظرتان در خصوص هواداران چلسی چیست ؟

هواداران چلسی در واقع طبقه متوسط به بالا هستند که می توانید در استمفوردبریج مردم را با کیف های کاریشان را ببینید بر عکس شمال لندنی های مانند آرسنال ، به هر حال اطراف باشگاه چلسی فروشگاه ها و کلوپ هایی هست که شهروندان معمولی نمی توانند از آنها استفاده کنند که نشان می دهد هواداران چلسی از طبقه مرفع می باشند که البته به مرور زمان این طبقه بندی ها شکسته شد اما هسته اصلی هواداران چلسی از طبقه مرفعین می باشد

+ به نظر شما دلیل افزایش هواداران چلسی در چیست؟

قهرمانی و ستارگان حاضر در تیم ، خیلی ها تاریخ چلسی را نمی شناسد چرا که اکثر آن هواداران از نسل جوان می باشند چون چلسی برای 10 سال اخیر است که با آمدن زولا هیجان انگیز شد

+ شما چرا دیگر هوادار چلسی نیستید؟

من هوادار تیم خاصی نیستم دیگر و تنها به ذات فوتبال توجه دارم و اهمیت بیشتری دارد . تیمی از ته دل بیاید و حقیر تیم های بزرگ نشود را می پسندم.
زمانی که از محبوبت جدا می شوی دیگر آن زیبایی ها نیست و عشقی نیست و دیگر دیدگاه مشترکی ندارید ، برای من نیز چنین چیزی اتفاق افتاد و دیگر هوادار چلسی نیستم

+اگر آبراموویچ از چلسی جدا شود و چلسی را بفروشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

فکر کنم اگر نفروشد هم بحران مالی گریبان گیر چلسی خواهد شد . تیمی که هر سال ضرر می دهد نا متعارف است و چرخه مالی نادرستی دارد . فکر می کنم آبراموویچ باید کشتی 200 میلیون پوندی اش را بفروشد چرا که با کاهش قیمت نفت سرمایه اش یک سوم شده است

+ اگر این بحران به تیم برسد می تواند دلیلی باشد برای جدا شدن هواداران از تیم؟

نه ، معمولا هواداران تیمشان را تنهای نمی گذارند ، فوتبال عشق است و هواداران در روزهای سخت نیز در کنار محبوبشان خواهند بود ، باید شما هواداران چلسی بدانید که چلسی همیشه قهرمان نیست!

+ اگر امکانش هست برای هر کلمه یک جمله بگوئید :

+ چلسی

تیمی زمانی عاشقش بودم

+ بونتی

آه اگر در جام جهانی 1970 خوب دروازه بانی می کردی .

+ استمفوردبریج

یک استادیوم زشت در بهترین جای لندن

+ هادل:

زمانی که در تاتنهام بود فوق العاده بود

+بهترین بازی چلسی

فینال جام حذفی در سال 1970 در برابر لیدز

+ مورینیو

انحصار فرگوسن و ونگر را شکست

+ اسگود

آه ، قهرمان کودکی های من که کتاب زندگینامه اش را برایم امضا کرد و خیلی زود مرد

+ استیو کلارک

می گویند دستیار خوبی است اما چهره اش این چنین نیست

+اسکولاری

همان مربی ای است که در کوتاه مدت خوب است

+ لمپارد

هیچوقت مورد علاقه ام نبوده

+ یک هوادار ایرانی چلسی

اولین نفر خودم . کسی مانند من جوانی اش را مانند من در کنار چلسی نبود

+ فرگوسن

به تمام افتخارات رسید و قابل تحسین است

+ کریس رونالدو

بازیکن مورد علاقه ام نیست

+ سایت کانون هواداران چلسی در ایران

واقعا خسته نباشید ، انتظار چنین کاری نداشتم . نشان می دهد که شما عاشق چلسی هستید . تبریک می گویم
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 10:39  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

سيطره بازيکنان اسپانيايي بر تيم منتخب سال فيفا

یوفا: فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) اسامي بازيکنان تيم منتخب سال 2008 را براساس نظرسنجي جهاني از کاربران سايت اين فدراسيون اعلام کرد که طبق انتظار، بازيکنان اسپانيايي در اکثريت قرار دارند.

به گزارش یوفا براساس گزارش سايت فيفا: 46 درصد راي دهندگان "ايکر کاسياس" را به عنوان بهترين دروازه بان جهان انتخاب کردند و فقط 15 درصد به "جيانلوئيجي بوفون" راي داده اند در حاليکه‌ "ادوين فان درسار" هلندي نيز با 9 درصد آرا سوم است.

در ترکيب مدافعان منتخب سال نيز اکثريت با اسپانيايي هاست، سرخيو راموس با 366 راي، جان تري و کارلس پويول به ترتيب با 28 و 25 درصد آرا و فيليپ لام تنها با 2 درصد در اين ترکيب قرار گرفتند.

در خط مياني، انتخاب کاربران سايت فيفا به سمت هافبک هاي نفوذي تمايل شديدي داشته و به ژاوي، استيون جرارد، فرانک ريبري و کاکا راي دادند، کاکا تنها بازيکن از باشگاههاي ايتاليا در تيم منتخب جهان است و حتي او هم ايتاليايي نيست بلکه فقط در يک تيم ايتاليايي بازي مي کند.

در نوک حمله هم کاملا طبيعي است که کريستيانو رونالدو و ليونل مسي با اکثريت آرا انتخاب شده اند.

تيم منتخب فيفا در سال 2008 به شرح زير است :
دروازه بان: ايکر کاسياس (باشگاه رئال مادريد/اسپانيا)
مدافعان: سرخيو راموس (رئال مادريد/اسپانيا)، جان تري (چلسي-انگليس)، کارلس پويول (بارسلونا/اسپانيا)، فيليپ لام (بايرن مونيخ/آلمان)
هافبک ها: ژاوي (بارسلونا/اسپانيا)، استيون جرارد (ليورپول/انگليس)، کاکا (آث ميلان/برزيل)، فرانک ريبري (بايرن مونيخ/فرانسه)
مهاجمان: ليونل مسي (بارسلونا/آرژانتين)، کريستيانو رونالدو (منچستر يونايتد/پرتغال)


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:52  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آينده مبهم دروگبا در چلسى

BBC- لوييس فيليپه اسكولارى براى دومين بار طى ۴ روز ديديه دروگبا را از تركيب تيمش بيرون گذاشت و به اين ترتيب بار ديگر بحث بر سر آينده اين بازيكن بالا گرفت.
اسكولارى با اشاره به اينكه بازى ميروسلاو استوك و فرانكودى سانتو بيشتر از اين مهاجم ساحل عاجى مورد پسند او قرار گرفته است، گفت: «انتخاب من اين بود كه از دروگبا مقابل استوك سيتى استفاده نكنم. با اين بازيكن مشكلى ندارم. من يك مربى هستم و تصميم گرفتم دو بازيكن جوان به جاى او بازى كنند كه البته خيلى بيشتر از او براى من مفيد بودند.»
اين تصميم اسكولارى احتمال امكان فروش اين بازيكن در فصل نقل و انتقالات را تا حدى قوت بخشيد. اين بازيكن ۲۹ ساله كه در ماه جولاى با قراردادى به ارزش ۲۴ ميليون پوند از مارسى به ليورپول پيوست، با اينتر كه تحت هدايت مربى سابق چلسى، ژوزه مورينيو قرار دارد؛ تماس داشته است. چلسى پيش از اين تاكيد كرده بود كه دروگبا فروشى نيست اما اسكولارى روز شنبه اعلام كرد اگر پيشنهاد قابل توجهى به آنها شود، او استمفورد بريج را ترك خواهد كرد.
اسكولارى در ادامه گفت: «دى سانتو بازيكنى جوان است. او به زمين آمد و به تيم ما خيلى كمك كرد. ميروسلاو استوك هم همين طور.»
دروگبا علاوه بر اين بازى در ديدار چلسى مقابل ساوث اند در جام حذفى انگليس هم نيمكت نشين بود. اسكولارى در پايان گفت: «دروگبا هر روز كار مى كند و شايد هفته آينده از او استفاده كنم.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:49  توسط محمد  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چلسى در معرض فروش

Times- رومن آبراموويچ ميلياردر روس و مالك باشگاه چلسى، در انديشه فروختن اين باشگاه به عرب هاى كشورهاى حاشيه خليج فارس است و به همين منظور نمايندگان وى راهى عربستان و دبى شده اند تا پيشنهادهاى موجود را بررسى كنند. يكى از نشست ها با خانواده سلطنتى عربستان برگزار شده ولى خبرى از خريدار نيست در حالى كه خاورميانه به منبع مالى تيم هاى فوتبال بريتانيا تبديل شده است. يك منبع آگاه اظهار داشت: «نمايندگان آبراموويچ در خاورميانه به دنبال خريدار مى گردند. اين خبر در حالى منتشر مى شود كه چلسى از وفادارى آبراموويچ خبر داده و سخنگوى اين باشگاه نيز اين شايعات را بى اساس توصيف كرده است. آبراموويچ در سال ۲۰۰۳ مالكيت چلسى را به دست گرفت و گفته مى شود تا كنون ۶۰۰ ميليون پوند در اين باشگاه هزينه كرده اما كارشناسان معتقدند او در شرايط كنونى كه چلسى به باشگاه مطرح و صاحب نامى در جهان تبديل شده، مى تواند به تمام پولى كه خرج كرده دست يابد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:48  توسط محمد  |