سايت گل - کارلو آنچلوتي در دهکده هاي ايتاليا متولد شده و بزرگ شده است. او آن روزها نمي دانست که چرا بيشتر محصول پدرش به مالک زمين تعلق مي گيرد و پدر او که سخت در مزرعه کار مي کند، چيز زيادي از اين برداشت عايدش نمي شود. اما کارلتو امروز خيلي خوب پاسخ اين پرسش را مي داند و در دو گفتگوي طولاني با ديلي ميل و ديلي تلگراف همه حقايق ناگفته خود را بازگو کرده است.
«در مجموع فوتبال و کاري که پدرم در مزرعه انجام مي داد خيلي شبيه هستند. براي اينکه در هردو مورد، شما براي هدفي که به دست مي آوريد، تلاش مي کنيد. اينجا در چلسي همه مي گويند که در ليگ قهرمانان بدشانس بودند، ولي من به آنها گفتم که در اين فصل ما شانس اين را داريم که همه چيز را درست کنيم. اين همان بحثي است که سال 2007 با بازيکنان ميلان داشتم. پس از شکست برابر ليورپول در سال 2005. ولي براي رسيدن به هدفمان بايد آرام باشيم و کنترل خود را از دست ندهيم و صبر کنيم. »
به زبان مادري فرياد بزناينها همان خصوصياتي هستند که کارلو آنچلوتي از کودکي از پدرش آموخت و پس از او از نيلس ليدهولم همين درسها را ياد گرفت: «مربي سوئدي واقعاً مردي باورنکردني بود. او هيچ وقت کنترلش را از دست نمي داد و من از او خيلي چيزها ياد گرفتم. از همه مهمتر اينکه نبايد هيچ وقت بين دو نيمه سر بازيکنان داد زد، براي اينکه تنها چند دقيقه وقت داريد تا اطلاعات درست را در اختيارشان قرار دهيد. بايد هميشه با حرف مشکلات را درون زمين حل کرد. وقتي من به چلسي آمدم، بين من و بازيکنان تيم کمي فاصله بود. براي اينکه نمي توانستم خوب با آنها حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم و شوخي کنم، ولي اکنون خيلي نزديکتر شده ايم. آنها فقط يک بار واقعاً مرا عصباني کردند و آن هم در بازي دوستانه برابر رنجرز بود که دو بر صفر داشتيم شکست مي خورديم. در بين دو نيمه خيلي عصباني بودم و نمي توانستم آن را بروز بدهم. براي اينکه عصباني شدن در يک زبان ديگر خيلي سخت است. ري ويلکينز به من گفت که ايتاليايي حرف بزنم براي اينکه در اين صورت بازيکنان از چهره من مي توانند بفهمند چقدر عصباني هستم و من هم يک جمله را فرياد زدم. »آنچلوتي با همان يک جمله منظورش را به بازيکنان فهماند.
فقط براي مسائل شخصي دعا مي كنم آنچلوتي که در شمال ايتاليا متولد شده،در پانزده سالگي از رم سردرآورده و اين خودش براي او در آن زمان شوک بزرگي بوده است:« جا افتادن در يک محيط تازه براي من راحت نبود. من تنها و از خانواده دور بودم. اوايل خيلي سخت بود، ولي بعد عادت کردم. براي اينکه از فوتبال خوشم مي آمد و دوست داشتم تمرين کنم. من هيچ وقت اصالتم را از دست ندادم و هنوز هم با پدرم به زبان محلي خودمان حرف مي زنم براي اينکه هرگز نمي توانم آن را فراموش کنم. »
آنچلوتي در اين گفتگو همچنين اعتراف کرده که به خدا ايمان دارد و خيلي دعا مي کند، ولي براي مسائل شخصي و نه براي فوتبال. براي اينکه گمان مي کند که خدا کارهاي مهمتري براي انجام دادن دارد. مربي ميلان با اينکه در لندن مربيگيري مي کند، ولي از شلوغي بيزار است و براي همين درخارج از لندن خانه گرفته است. او مي گويد که لندن شهر فوق العاده اي است، ولي او زندگي در خارج از شهر را دوست دارد: وقتي در ميلان بودم، در يک شهر کوچک کنار ميلانلو زندگي مي کردم و براي همين در انگليس هم از شهر دور هستم.
دروگبا گلزن ترين مهاجمي كه مي شناسم آنچلوتي همه وقتش را يا سر کار مي گذراند و يا در خانه مشغول استراحت است. در مورد کارش اما ايده هاي مشخصي دارد و هريک از بازيکنانش را با ملاک خاصي ارزيابي مي کند. اودر مورد ديديه دروگبا مي گويد:« او واقعاً تيم را هدايت مي کند. در ميلان گتوزو اين نقش را دارد و اينجا در چلسي علاوه بر جان تري، دروگبا هم است. برخي ديدگاههاي متفاوتي در مورد او و خصوصياتش دارند، ولي دروگبا براي تيم کار مي کند و اصلاً خودخواه نيست. حداقل در تيم من اين گونه رفتار نکرده است.
او يک قهرمان به معناي واقعي است و بعضي وقتها حتي نمي توان جلوي بازيکني با خصوصيات او ايستاد و بازي کرد. يادم مي آيد که يک بار از فان باستن خواستم که بگويد چطور بايد توپ را به او پاس بدهم و پاسخ داد: «تو فقط توپ را به من برسان و بعد براي خوشحالي گل بيا پيش من» مي دانست که حتماً گل مي زند و معمولاً هم اين اتفاق مي افتاد. دروگبا هم وقتي روي فرم است، همين جوري عمل مي کند. من هيچ وقت مهاجمي گلزن تر از او دراختيار نداشته ام. اينزاگي بازيکن زيرکي بود، شوچنکو هم بازيکن خوبي بود، ولي ضربات سر او خيلي قوي نبودند و کرسپو و دل پيرو هم همين خصوصيات را داشتند.دروگبا با همه فرق دارد و فکر مي کنم که يکي از بهترين مهاجمان حال حاضر دنياست و من آن را هم رديف زلاتان، تورس و اتوئو قرارمي دهم ولي با هيچ کدام از آنها او را عوض نمي کنم. »
فرهنگ بالاي فوتبال در انگليس بين ايتاليا و انگليس تفاوتهاي زيادي وجود ندارند و فقط زبان اين دو کشور خيلي باهم فرق دارد: «در ايتاليا خيلي روي مربي فشار وجود دارد و از سوي خبرنگاران، هواداران و باشگاه مرتب مورد نقد قرار مي گيريد، اما اينجا اين نوع فشارها وجود ندارند. هواداران با ذهنيت درست به ورزشگاه مي روند که طرفداري کنند و بازي را تماشا کنند. براي بازيکنان و تيم حريف احترام قائلند، ولي در ايتاليا ما بايد هنوز اين فرهنگ را در ورزشگاهها تقويت کنيم. آنها کهنه هستند و برغم وجود حصار، هنوز کلي پليس در زمين بازي وجود دارد. »
رپرها در رختكن يک نکته تازه ديگر در جزيره نسبت به سرزمين مادري آنچلوتي پخش موزيک در رختکن مسابقه است:« من به بازيکناني عادت داشتم که حتي پيش از بازي هم حرف نمي زدند و همه تمرکز کرده بودند. اما اينجا موزيک گوش مي دهند. مالودا و ميکل که موزيک رپ گوش مي دهند. اول خيلي تعجب کردم، سپس تصميم گرفتم با اين موضوع باز برخورد کنم و با اين حقيقت کنار بيايم. » آنچلوتي در 7 بازي ليگ برتر و ليگ قهرمانان 7 پيروزي با تيمش به دست آورده و اين عملکرد درخشان او را نشان مي دهد. پس طبيعتاً ديگر نمي تواند چيز بيشتري از زندگي بخواهد. در بين اين همه پيروزي، کمي موسيقي رپ هم قابل تحمل به نظر مي رسد