بررسي چالش هاي عمده مورينيو در چلسي
آقاي خاص يا آقاي خوشحال ؟

آيا مورينيو در طول مدتي كه خارج از انگلستان به مربيگري پرداخته، توانسته خودش را جا بيندازد ؟
اگر شايعات را باور داريد، پس همينطور است.
بعد از زماني كه او در اينتر و رئال مادريد سپري كرد، جايي كه تقريبا همه
اعم از بازيكنان، داوران، رئيس هاي باشگاه ها و حتي رسانه ها با او دشمني
داشتند، مي توان گفت كه او اكنون مردي آرام است.
رفتار خودسرانه مورينيو (يادآور ضرب المثل او در مورد نقل و انتقالات و دسته بندي تخم مرغ ها) در نهايت منجر به متلاشي شدن رابطه او و آبراموويچ در تمام ابعاد شد. او اكنون به روابط ديپلماتيك بيشتري نياز دارد و پس از بازگشتش به چلسي هم اظهار داشته كه او آقاي خوشحال است. اما اين استراتژي او هر چقدر كه به پايان يك فصل دشوار نزديك مي شود، چقدر دوام خواهد آورد ؟ آيا او قادر خواهد بود روند كنوني اش را با هفت بار حضور در ليگ قهرمانان در چهار كشور مختلف و دوبار فتح ليگ قهرمانان و يكبار هم جام يوفا و ده جام مختلف ديگر، همچنان حفظ كند ؟
حقيقت موضوع اين است كه مورينيو هميشه بازنده زخم خورده بوده است. اجازه دهيد اتهاماتي را كه او نسبت به داور اكنون بازنشسته شده سوئدي، آندره فريسك در ليگ قهرمانان سال 2005 وارد كرده را يادآوري كنيم. اگر چلسي در هفته هاي آغازين چند نتيجه بد را كسب كند، مشاهده مورينيو و زبان نيش دارش كه سوژه اول رسانه هاي بريتانيايي خواهد شد، بسيار جالب توجه خواهد بود. در هفته هاي آغازين تيم مورينيو براي بازي با منچستريونايتد و اورتون بايد به زمين آن ها برود و پيش از پايان سپتامبر نيز با تاتنهام رو به رو شود. همچنين مورينيو در 30 آگوست نيز در سوپر كاپ اروپا به مصاف ياران رقيب ديرينه اش، گوارديولا در بايرن خواهد رفت. به نظر نمي رسد بازي هاي آساني را پيش رو داشته باشند.
اكنون ليگ برتر نمايي متفاوت را نسبت به سپتامبر 2007 كه آقاي خاص آن را ترك كرد، دارد. او چگونه شخصيتش را با آن وقف خواهد داد ؟ كمپين احترام فدراسيون فوتبال پس از بي احتياطي هاي گوناگون بازيكنان، مربيان و هواداران در سال هاي اخير، با شدت زيادي رو به جلو قدم برداشته است. هر عمل فوتبالي، كلمه يا رويدادي زير ذره بين قرار مي گيرد و مي تواند در عرض چند ثانيه همانند ويروسي در رسانه هاي 24 ساعته دنيا منتشر شود. به طور خلاصه مورينيو نياز به دقت در رفتار و كردارش را خواهد داشت.

رفتار خودسرانه مورينيو (يادآور ضرب المثل او در مورد نقل و انتقالات و دسته بندي تخم مرغ ها) در نهايت منجر به متلاشي شدن رابطه او و آبراموويچ در تمام ابعاد شد. او اكنون به روابط ديپلماتيك بيشتري نياز دارد و پس از بازگشتش به چلسي هم اظهار داشته كه او آقاي خوشحال است. اما اين استراتژي او هر چقدر كه به پايان يك فصل دشوار نزديك مي شود، چقدر دوام خواهد آورد ؟ آيا او قادر خواهد بود روند كنوني اش را با هفت بار حضور در ليگ قهرمانان در چهار كشور مختلف و دوبار فتح ليگ قهرمانان و يكبار هم جام يوفا و ده جام مختلف ديگر، همچنان حفظ كند ؟
حقيقت موضوع اين است كه مورينيو هميشه بازنده زخم خورده بوده است. اجازه دهيد اتهاماتي را كه او نسبت به داور اكنون بازنشسته شده سوئدي، آندره فريسك در ليگ قهرمانان سال 2005 وارد كرده را يادآوري كنيم. اگر چلسي در هفته هاي آغازين چند نتيجه بد را كسب كند، مشاهده مورينيو و زبان نيش دارش كه سوژه اول رسانه هاي بريتانيايي خواهد شد، بسيار جالب توجه خواهد بود. در هفته هاي آغازين تيم مورينيو براي بازي با منچستريونايتد و اورتون بايد به زمين آن ها برود و پيش از پايان سپتامبر نيز با تاتنهام رو به رو شود. همچنين مورينيو در 30 آگوست نيز در سوپر كاپ اروپا به مصاف ياران رقيب ديرينه اش، گوارديولا در بايرن خواهد رفت. به نظر نمي رسد بازي هاي آساني را پيش رو داشته باشند.
اكنون ليگ برتر نمايي متفاوت را نسبت به سپتامبر 2007 كه آقاي خاص آن را ترك كرد، دارد. او چگونه شخصيتش را با آن وقف خواهد داد ؟ كمپين احترام فدراسيون فوتبال پس از بي احتياطي هاي گوناگون بازيكنان، مربيان و هواداران در سال هاي اخير، با شدت زيادي رو به جلو قدم برداشته است. هر عمل فوتبالي، كلمه يا رويدادي زير ذره بين قرار مي گيرد و مي تواند در عرض چند ثانيه همانند ويروسي در رسانه هاي 24 ساعته دنيا منتشر شود. به طور خلاصه مورينيو نياز به دقت در رفتار و كردارش را خواهد داشت.
زمان رستگاري

روزهاي شادي: مورينيو در سال هاي 2005 و 2006 توانست عنوان قهرماني ليگ برتر را به ارمغان بياورد.
استانداردهاي سطح بالا براي مورينيو موفقيت
توليد مي كنند و جام ها را به ارمغان مي آورند. نه سال قبل زماني كه او
براي نخستين بار به استمفوردبريج گام نهاد، عناصر كسب موفقيت و اميدواري،
از انتظار هواداران بسيار بيشتر بود. او با اعتباري والا و به عنوان شخصي
كه توانسته ليگ قهرمانان را فتح كند از پورتو به چلسي آمد و اين در حالي
بود كه چلسي از سال 1955 موفق نشده بود ليگ برتر را فتح كند. در آن زمان
كسب موفقيت در رقابت هاي بزرگ براي باشگاه تبديل به يك عادت نشده بود.
با اين حال مورينيو توانست ليگ برتر را دو بار پشت سر هم، در سال هاي
2005 و 2006 فتح كند و يكبار هم جام حذفي و دوبار هم جام اتحاديه را بدست
آورد. اين موفقيت هاي نگرش ها را به سرعت تغيير داد و براي او جايگاه يك
مربي تراز اول را به ارمغان آورد. در نتيجه آن اكنون همه خواهان مشاهده
كسب مكرر عناوين در چلسي هستند و سطح انتظارات افزايش يافته است.
پس از تصدي بنيتز منفور به عنوان سرمربي موقت چلسي و كسب مقام سوم ليگ برتر و عنوان قهرماني ليگ اروپا، انتصاب مورينيو به نظر مي رسد حركتي براي تغيير نگرش افكار عمومي باشد. اما آبراموويچ به چيزي كمتر از ليگ برتر راضي نمي شود، او كسب دوباره ليگ قهرمانان را مي خوهد. مورينيو در چلسي فتح ليگ قهرمانان را كم دارد. او دوبار با چلسي در نيم نهايي رقابت ها مغلوب ليورپول شده است. دي متئو شخصي بود كه به عنوان سرمربي موقت چلسي توانست اين عنوان را بدست آورد و ليگ قهرمانان را فتح كند.
علاوه بر موارد ذكر شده انتظارات گسترده تري هم از مورينيو وجود دارد. از او انتظار پياده سازي سبك بازي جذاب در مقابل سبك معمولا قدرتي و نتيجه گرايانه وي را دارند. علاوه بر آن او بايد سياست هاي موجود در باشگاه را در مورد كنار گذاشتن تدريجي ستاره هاي سالخورده تيم دنبال كند و بازيكناني مانند فرانك لمپارد و جان تري كه ستون فقرات اصلي تيم او را در اولين فصل حضورش در چلسي تشكيل مي دادند را كنار بگذارد. اين اقدامات به آن منظور است كه بازيكناني مانند اسكار، خوان ماتا، ادن هازارد، گري كيهيل و لوكاكويي كه در وست بروم آلبيون موفق بوده، بتوانند در تيم جا بيفتند. اين روند در زمان وياس بوآس و بنيتز همواره ادامه داشته، اما آيا مورينيو در طول سه سالي كه سرمربي چلسي خواهد بود به اين برنامه بلند مدت متعهد مي ماند ؟
پس از تصدي بنيتز منفور به عنوان سرمربي موقت چلسي و كسب مقام سوم ليگ برتر و عنوان قهرماني ليگ اروپا، انتصاب مورينيو به نظر مي رسد حركتي براي تغيير نگرش افكار عمومي باشد. اما آبراموويچ به چيزي كمتر از ليگ برتر راضي نمي شود، او كسب دوباره ليگ قهرمانان را مي خوهد. مورينيو در چلسي فتح ليگ قهرمانان را كم دارد. او دوبار با چلسي در نيم نهايي رقابت ها مغلوب ليورپول شده است. دي متئو شخصي بود كه به عنوان سرمربي موقت چلسي توانست اين عنوان را بدست آورد و ليگ قهرمانان را فتح كند.
علاوه بر موارد ذكر شده انتظارات گسترده تري هم از مورينيو وجود دارد. از او انتظار پياده سازي سبك بازي جذاب در مقابل سبك معمولا قدرتي و نتيجه گرايانه وي را دارند. علاوه بر آن او بايد سياست هاي موجود در باشگاه را در مورد كنار گذاشتن تدريجي ستاره هاي سالخورده تيم دنبال كند و بازيكناني مانند فرانك لمپارد و جان تري كه ستون فقرات اصلي تيم او را در اولين فصل حضورش در چلسي تشكيل مي دادند را كنار بگذارد. اين اقدامات به آن منظور است كه بازيكناني مانند اسكار، خوان ماتا، ادن هازارد، گري كيهيل و لوكاكويي كه در وست بروم آلبيون موفق بوده، بتوانند در تيم جا بيفتند. اين روند در زمان وياس بوآس و بنيتز همواره ادامه داشته، اما آيا مورينيو در طول سه سالي كه سرمربي چلسي خواهد بود به اين برنامه بلند مدت متعهد مي ماند ؟
رئيس چه كسي است؟

آيا مالك چلسي اختلافات گذشته با مورينيو را حل و فصل خواهد كرد؟
مورينيو دوست دارد كنترل كامل نه تنها آرايش
تيمي بلكه كارهاي اجرايي باشگاه را در دست داشته باشد. به نظر مي رسد اين
يكي از دلايلي بود كه سبب پاشيده شدن رابطه او و آبراموويچ با هم شد.
اين مالك روسي كسي بود كه ميشاييل بالاك و آندره شفچنكو را بر خلاف نظر و
انتظارت مورينيو خريداري كرد و منجر به اختلافات شد.
وجود مدير ورزشي چلسي مايكل امنالو همچنين به عنوان شخصي ديده مي شد كه مورينيو دوست ندارد در تيم حضور داشته باشد. گزارش ها حاكي از آن بود كه در تابستان با بازگشت مورينيو، او درخواست استعفايش را ارائه كرده بود كه با مخالفت آبراموويچ مواجه شد. مدير اجرايي چلسي ران گورلاي شخص ديگري است كه نفوذ زيادي در استمفوردبريج دارد. رابطه او با آبراموويچ بسيار قوي و خوب است. تمام اين موارد اين مفهوم را مي رساند كه مورينيو باز هم اجازه نخواهد داشت در نقل و انتقالات تيم و مسائل كلي باشگاه اختيار تام داشته باشد.
نقل و انتقالات صورت گرفته است. آندره شورله ظاهرا خريدي مطلوب خواهد بود. فن خينكل، مارك شوارتزر و كريستين كواس هم به چلسي پيوسته اند. اما آيا همه آنان بازيكناني بودند كه مورينيو آن ها را مي خواست؟ علاقه او به جذب روني بر هيچكس پوشيده نيست. اما به نظر مي رسد تمام تلاش هاي چلسي براي جذب او كاملا به بن بست خورده است و با از دست دادن گزينه هايي مانند ادينسون كاواني و رادامل فالكائو در تابستان، طبق گزارش ها آن ها به دنبال هدف هاي ديگري مي باشند.
شايد به دليل توجه به قانون فير پلي مالي باشد كه ديگر صرف هزينه هاي گزاف مانند 225 ميليون پوندي كه مورينيو در سال اول حضورش هزينه كرده بود، وجود ندارد. شايد هم آبراموويچ هنوز هم خواهان دادن شانس به تورسي است كه در سال 2011 با مبلغ 50 ميليون پوند جذبش كرده. با وجود جام كنفدراسيون ها اين مهاجم اسپانيايي براي اولين بار در چند سال گذشته كاملا به استراحت پرداخته است و به نظر مي رسد براي شروع فصل جديد آماده است. اما مورينيو با ارائه پيشنهاد به روني و اتوئو نشان داد كه درپي معامله اي بزرگ است و هيچ اعتقاد و ايماني به تورس ندارد.
مورينيو همچنين اميدوار است مديران چلسي بتوانند تا دوم سپتامبر در مقابل رفتن لوييز به بارسلونا مقاومت كنند. اين مدافع برزيلي تمام ويژگي هاي اساسي را داراست و پتانسيل اين را دارد كه در سال هاي آينده كاپيتان تيم مورينيو باشد. اما به نظر مي رسد خود او هم خواهان رفتن به بارسلوناست.
وجود مدير ورزشي چلسي مايكل امنالو همچنين به عنوان شخصي ديده مي شد كه مورينيو دوست ندارد در تيم حضور داشته باشد. گزارش ها حاكي از آن بود كه در تابستان با بازگشت مورينيو، او درخواست استعفايش را ارائه كرده بود كه با مخالفت آبراموويچ مواجه شد. مدير اجرايي چلسي ران گورلاي شخص ديگري است كه نفوذ زيادي در استمفوردبريج دارد. رابطه او با آبراموويچ بسيار قوي و خوب است. تمام اين موارد اين مفهوم را مي رساند كه مورينيو باز هم اجازه نخواهد داشت در نقل و انتقالات تيم و مسائل كلي باشگاه اختيار تام داشته باشد.
نقل و انتقالات صورت گرفته است. آندره شورله ظاهرا خريدي مطلوب خواهد بود. فن خينكل، مارك شوارتزر و كريستين كواس هم به چلسي پيوسته اند. اما آيا همه آنان بازيكناني بودند كه مورينيو آن ها را مي خواست؟ علاقه او به جذب روني بر هيچكس پوشيده نيست. اما به نظر مي رسد تمام تلاش هاي چلسي براي جذب او كاملا به بن بست خورده است و با از دست دادن گزينه هايي مانند ادينسون كاواني و رادامل فالكائو در تابستان، طبق گزارش ها آن ها به دنبال هدف هاي ديگري مي باشند.
شايد به دليل توجه به قانون فير پلي مالي باشد كه ديگر صرف هزينه هاي گزاف مانند 225 ميليون پوندي كه مورينيو در سال اول حضورش هزينه كرده بود، وجود ندارد. شايد هم آبراموويچ هنوز هم خواهان دادن شانس به تورسي است كه در سال 2011 با مبلغ 50 ميليون پوند جذبش كرده. با وجود جام كنفدراسيون ها اين مهاجم اسپانيايي براي اولين بار در چند سال گذشته كاملا به استراحت پرداخته است و به نظر مي رسد براي شروع فصل جديد آماده است. اما مورينيو با ارائه پيشنهاد به روني و اتوئو نشان داد كه درپي معامله اي بزرگ است و هيچ اعتقاد و ايماني به تورس ندارد.
مورينيو همچنين اميدوار است مديران چلسي بتوانند تا دوم سپتامبر در مقابل رفتن لوييز به بارسلونا مقاومت كنند. اين مدافع برزيلي تمام ويژگي هاي اساسي را داراست و پتانسيل اين را دارد كه در سال هاي آينده كاپيتان تيم مورينيو باشد. اما به نظر مي رسد خود او هم خواهان رفتن به بارسلوناست.
رقيبان

مانوئل پلگريني يكي از سرمربيان ليگ برتر است.
بر خلاف نه سال قبل چلسي ديگر تنها ابر قدرت
مالي ليگ برتر نيست. منچسترسيتي با صرف هزينه گزاف 90 ميليون پوند در اين
تابستان به نظر مي رسد در پي تيمي قدرتمند و يكپارچه حمله اي است. اين
موضوع شايد بتواند حسادت مورينيو را برانگيزد. اضافه كردن مربي زيرك و با
تجربه سابق مالاگا، مانوئل پلگريني كه مورينيو در اسپانيا نيز با او
آشنا بوده است مي تواند مانعي بزرگ بر غلبه چلسي بر آن ها باشد. بسياري
از صاحب نظران معتقدند كه رقابت بر سر كسب عنوان قهرماني ليگ برتر بين
منچسترسيتي و چلسي خواهد بود.
منچستريونايتد به نظر مي رسد با رفتن آلكس فرگوسن از جمع مدعيان خارج شده باشد. اگر ديويد مويس بتواند تاثيري فوري را در منچستريونايتد ايفا كند، مي تواند شگفتي ساز شود و در آن صورت است كه منچستر هم تفاوتي با چلسي و سيتي ندارد. اما چگونگي برخورد و طرز ديد مورينيو به مويس جذاب و جالب خواهد بود. آيا مورينيو براي تضعيف اين مربي اسكاتلندي تلاش خواهد كرد ؟ آيا او همان احترامي را كه براي دوست قديمي اش فرگوسن قائل بوده براي مويس هم قائل خواهد بود ؟ گفته مي شد كه سرمربيگري منچستريونايتد را مورينيو عهده دار خواهد شد و خواهان آن است، اكنون ممكن است او بخواهد ارزش هاي خودش را به شياطين الدترافورد به اثبات برساند.
در اينجا همچنين وياس بوآس عضو سابق كادر مورينيو به عنوان سرمربي تاتنهام نيز هست. رويارويي با شاگرد گذشته بسيار ديدني خواهد بود. در ضمن يكي ديگر از شاگردان مورينيو برندن راجرز هم كه قبلا سرمربي تيم آكادمي چلسي بود، حضور دارد و سرمربي ليورپول است. به علاوه آن مدتي طولاني است كه بين مورينيو و ليورپول بعد از برخورد در نيمه نهايي ليگ قهرمانان و فينال جام اتحاديه رقابت وجود دارد و نبايد اين موضوع را از قلم بيندازيم. آرسن ونگر در آرسنال را هم نبايد ناديده گرفت، او دشمن قديمي مورينيو است. البته اين دشمني ها مربوط به گذشته است، اما خواهيم ديد روابط آن ها اكنون چگونه خواهد بود.
سناريوي غير معمولي در ليگ برتر به وقوع پيوست و آن هم تغيير سه مربي سه تيم بزرگ ليگ برتر است. يكي از آن ها مورينيوست و اين بدان معناست كه حس ناشناخته اي در مورد فصل جديد ليگ برتر وجود خواهد داشت. اين موضوع مي تواند برخلاف مويس و يا پلگريني به سود مورينيو باشد. او تجربه كسب عناوين ليگ هاي معتبر اروپايي را در كارنامه دارد. اما اينجا بيش از چند باشگاه و سرمربي وجود دارند كه مي خواهند چيزهايي را كه فكر مي كنند به مورينيو ديكته كنند.
منچستريونايتد به نظر مي رسد با رفتن آلكس فرگوسن از جمع مدعيان خارج شده باشد. اگر ديويد مويس بتواند تاثيري فوري را در منچستريونايتد ايفا كند، مي تواند شگفتي ساز شود و در آن صورت است كه منچستر هم تفاوتي با چلسي و سيتي ندارد. اما چگونگي برخورد و طرز ديد مورينيو به مويس جذاب و جالب خواهد بود. آيا مورينيو براي تضعيف اين مربي اسكاتلندي تلاش خواهد كرد ؟ آيا او همان احترامي را كه براي دوست قديمي اش فرگوسن قائل بوده براي مويس هم قائل خواهد بود ؟ گفته مي شد كه سرمربيگري منچستريونايتد را مورينيو عهده دار خواهد شد و خواهان آن است، اكنون ممكن است او بخواهد ارزش هاي خودش را به شياطين الدترافورد به اثبات برساند.
در اينجا همچنين وياس بوآس عضو سابق كادر مورينيو به عنوان سرمربي تاتنهام نيز هست. رويارويي با شاگرد گذشته بسيار ديدني خواهد بود. در ضمن يكي ديگر از شاگردان مورينيو برندن راجرز هم كه قبلا سرمربي تيم آكادمي چلسي بود، حضور دارد و سرمربي ليورپول است. به علاوه آن مدتي طولاني است كه بين مورينيو و ليورپول بعد از برخورد در نيمه نهايي ليگ قهرمانان و فينال جام اتحاديه رقابت وجود دارد و نبايد اين موضوع را از قلم بيندازيم. آرسن ونگر در آرسنال را هم نبايد ناديده گرفت، او دشمن قديمي مورينيو است. البته اين دشمني ها مربوط به گذشته است، اما خواهيم ديد روابط آن ها اكنون چگونه خواهد بود.
سناريوي غير معمولي در ليگ برتر به وقوع پيوست و آن هم تغيير سه مربي سه تيم بزرگ ليگ برتر است. يكي از آن ها مورينيوست و اين بدان معناست كه حس ناشناخته اي در مورد فصل جديد ليگ برتر وجود خواهد داشت. اين موضوع مي تواند برخلاف مويس و يا پلگريني به سود مورينيو باشد. او تجربه كسب عناوين ليگ هاي معتبر اروپايي را در كارنامه دارد. اما اينجا بيش از چند باشگاه و سرمربي وجود دارند كه مي خواهند چيزهايي را كه فكر مي كنند به مورينيو ديكته كنند.
نويسنده: Peter Fraser
مترجم : Milad Chelsea
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:18 توسط فرید
|

