دقیقا نمیدونم از کجا شروع کنم... از خوبی های بازی دیشب بگم یا بدی هاش؟ قبل از اینکه بخوام در مورد بازی صحبت کنم میخوام در مورد خودمون صحبت کنم! در مورد فوتبال و طرفداراش،در مورد اینکه کسی که طرفدار یه تیم فوتبال میشه صرفا نباید همیشه انتظار برد و موفقیت و شادی رو داشته باشه! ما دیشب بازی رو در پنالتی باختیم و به طبع هممون ناراحتیم ولی خوب بازی دیشب فقط یه تک بازی و هدفش سوپر کاپ اروپا! اما دو سال پیش و در تورنومنتی که واسه رسیدن به فینالش باید 12 تا بازی انجام داد،ما بودیم که مقابل بایرن تو پنالتی بازی رو بردیم و مسلما شادی بردن UCL چندین برابر سوپر کاپه و باختن تو همچین بازی هم به مراتب سخت تر! 2 سال پیش این طرفدارای بایرن بودن که بعد از پنالتی دروگبا ناراحت بودن و شاید ناراحتیشون چندیدن برابر الان ما بود! همین طور که یه روز برد و قهرمانی هست یه روز هم باخت و از دست دادن جام هم پشتش خواهد بود و از زمان اختراع بازی فوتبال تا حالا هیچ تیمی نبوده که بتونه روند پیروزی هاش رو حفظ کنه! همین برد و باخت هاست که میتونه تمام احساست یه طرفدار رو به خودش درگیر کنه و اگه همش پیروزی بود که دیگه ملال آور بود و چند وقت بعد دیگه برای هیچ هوادارای جذاب نبود! اینا رو گفتم که به دوستان گلم و کسایی که شاید درکشون در مورد فوتبال خیلی بیشتر از منه،بگم که کسی که بعد از هر باخت میخواد به زمین و آسمون گیر بده و از مربی گرفته تا تک تک بازیکنای تیمش رو مقصر بدونه تو برد ها و قهرمانی ها حق شاد بودن و قربونه صدقه همون بازیکنا و مربی رو نداره! تو باخت دیشب نه خوزه مقصر بود نه بازیکنامون... به نظر من تیم ما فوق العاده و بدون نقص بود و اگه بازی رو در پنالتی ها واگذار کردیم دلیلش بد بودن ما نبود و گاهی اوقات اتفاقاتی تو زمین فوتبال می افته که خارج از کنترله! این اتفاقات دو سال پیلش به سود ما تموم شد و در نهایت قهرمان شدیم ولی اینبار فوتبال روی دیگشو به ما نشون داد! پس بهتره منطقی باشیم و به جای گشتن دنبال مقصر به جنبه های مثبت بازی دیشب نگاه کنیم!

اما در مورد بازی دیشب، تیم حریف از لحاظ قدرت تیمی شاید بهتر از ما بود ولی از لحاظ اجرای برنامه های تاکتیکی بعد از مدت ها من یه چلسی با برنامه رو دیدم! یه تیم به معنای واقعی! 11 بازیکن که هدف داشتن و برای رسیدن به هدفشون از جون مایه گذاشتن! شک ندارم که روزای خوب ما هم خیلی زود از راه میرسه و دور نیست اون روزی که سریال قهرمانی های ما با خوزه شروع بشه! تیم ما بر عکس سال 2004 و اولین حضور خوزه و مهره های با تجربه ای که در اختیار داشت ساختار و شاکله ی جوونی داره و با یه برنامه ریزی چند ساله میتونه به یه قدرت بلامنازع در فوتبال اروپا تبدیل بشه! این جوون های 21-22 ساله همین الانش هم واقعا فوق العده هستن،حالا تصور کنید زیر نظر مربی تئورسینی مث خوزه چه پتانسلی خواهند داشت! ما دیشب شاید توپ و میدان رو در اختیار حریف قرار دادیم ولی بسیار با برنامه تر از حریف بازی کردیم! هر چقدر بایرن در حملاتش سردرگم و بی هدف ظاهر شد ما از موقعیت هامون خیلی عالی استفاده میکردیم و به قول گزارشگر بازی مختصر و مفید حمله کردیم و در دفاع بدون هیچ اغراقی بی نقص بازی کردیم و اگه تو ثانیه های پایانی بازی توپ اتفاقی نمی افتاد جلوی پای مارتینز این ما بودیم که در نهایت برنده از زمین بازی بیرون می اومدیم! به بازی تیمم افتخار میکنم! ما بنا به شرایط بازی و به ویژه بعد از 10 نفره شدن مجبور به عقب نشینی و دفاع در زمین خودی شدیم ولی بازم این ما بودیم که جریان بازی رو در اختیار داشتیم و هر بار که به سمت دروازه حریف حمله میکردیم نوید بخش یه موقعیت گل بسیار عالی بود! خیلی دوست دارم در مورد تغییرات ریز و فنی که خوزه با اومدنش به تیم انجام داده باهم صحبت کنیم... اسکاری که پارسال در عین شایستگی در دفاع و وظایف دفاعی زیاد خوب نبود الان به نقطه ای رسیده که تو بازی دیشب 8 توپ ربایی و بلوک توپ به نام خودش ثبت میکنه و اگر اون صحنه تک به تکی که از دست رو در نظر نگیریم،بالاتر از سنش بازی کرد،بالاتر از اون چیزی که قبلا بود! به شخصه وقتی پا به توپ میشد و بازیکنای بایرن حتی دو نفری هم نمیتونستن متوقفش کنن و در نهایت مجبور میشدن روش خطا کنن یه هو به این فکر میکردم که این بچه ی 20 ساله 3-4 ساله دیگه و در اوج پختگی قراره چه نمایشی از خودش نشون بده؟ هازاردی که دیشب هر بار اراده میکرد مدافع های حریف رو به هم میریخت تازه 22 سالش شده و چند سال دیگه حتی میتونه به توپ طلا هم برسه با این اسعداد وافری که داره! همینطور شورله دیشب واقعا منو قافل گیر کرد با بازی زیباش و هم در حمله و هم در دفاع عالی بود! تازه ما بازیکنایی مث ماتا و ویلیان و اتوئو هم داریم که میتونن در خط حمله به کمک ما بیان! خط دفاعی ما بدون هیچ شکی الان جزو بهترین خطوط دفاعی اروپاست! با مهره هایی مث لوئیز و کیهیل و تری و ایووا و اشلی میتونیم امیدوار باشیم به اینکه یه بار دیگه گل زدن به چلسی برای تیم های مقابل تبدیل بشه به یه امر غیر ممکن! ما با اتکا به همین خط دفاع مستحکم و توانایی های پتر چک تونستیم یه رکورد دست نیافتی با فقط 15 گل خورده در لیگ و 95 امتیاز از خودمون به جا بذاریم! مطمئنا این تیم یه سری کاستی ها نسبت به اون تیم مقتدر سال 2004 داره و از لحاظ تجربه و قدرت تموم کنندگی هنوز هم به اون نقطه نرسیدیم ولی با این جوون های با استعدادی که در اختیار داریم و برنامه هایی که خوزه برای خط حمله تیم در نظر داره قهرمانی در رقابت های پیش رو دور از انتظار نیست! هر کس دیگه تو تیمش این همه جوون کم سن و سال داشت شاید از تیمش انتظار قهرمانی نداشت حداقل برای یکی دو سال آینده ولی بازیکنای ما در عین جوونی انقدر توانا هستن که توقع همه ما فقط قهرمانیه! اینکه همه ما به قهرمانی عادت کردیم و شاید برامون تبدیل شده به یه توقع دائمی و بعضی اوقات این توقعات از منطق خارج میشه نشون میده که سیاست های چند ساله ی گذشته ی باشگاه همیشه موفقیت در تمامی رقابت هایی بوده که درش شرکت داشتیم! ما دیشب باختیم ولی هنوز در آغار راه هستیم و هدف های زیادی برای ما باقی مونده! مسلما اینکه انتظار داشته باشیم به تمام اهداف باقی موندمون هم برسیم هم باز خودش دور از منطق هست و تو شرایط فعلی که خوزه در حال شکل دهی تاکتیکی به سیستم و نفرات تیمه نمیشه انتظار زیادی از تیم داشت! ولی مطمئنم که چلسی با خوزه تبدیل به تیمی خواهد شد که به سادگی به هیچ تیمی امتیاز نخواهد داد! همین بایرنی که ما تا لحظات پایانی ازش جلو بودیم و در آخر تو ضربات پنالتی بازی رو باختیم در حال حاضر بهترین تیم اروپاست و نمایشی که ما مقابل بایرن داشتیم از هر تیمی بر نمیاد!

صحبت هاي دوست خوبم محمد زنديه در مورد بازي با بايرن بود كه اينقدر زيبا نوشته بود دلم نيومد تو وبلاگ نزارم.

حرکت زیبا ریبری